روسیه(11) - سنپترزبورگ-باله دریاچه قو
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به روسیه(مسکو - سنپترزبورگ)

۲۵/۵/۸۷-

یکی از کارهایی که تو روسیه اصلا نباید از دست بدید دیدن یکی از رقصهای معروف باله آنهاست.روسها از قدیم در اجرای رقص باله در اروپا شهرت خاصی داشتند.امروزه هم سالنهای باشکوه و معروفی در سراسر روسیه وجود دارد که به اجراهای زیبایی از باله های معروف جهانی میپردازند.یکی از این باله های معروف <باله دریاچه قو> نام دارد که اثر جاودان موسیقیدان معروف روسی<چایکوفسکی> است.

 چایکوفسکی به سه باله ای که نوشت اعتقاد خاصی داشت . یکی از آنها باله ی سوئیت دریاچه ی قو است که 4 مارس 1887 بر صحنه رفت. او با الهام از یک دکور آلمانی رمانتیک این باله را ساخت. این باله در سراسر جهان از شهرت خاصی بهره گرفت. 

چایکوفسکی     در ۱۸۴۰، در منطقه‌ی اورال غربی روسیه به دنیا آمد. هیچ کدام از والدین‌اش با موسیقی آشنایی نداشتند و بنابراین استعداد پسرشان را تشخیص ندادند. در کنار تحصیلات عادی، نواختن پیانو را آموخت. والدین‌اش می‌خواستند قاضی شود، و به این ترتیب از ۱۸۵۹تا ۱۸۶۳در دستگاه دادگستری کار کرد. سرانجام در بیست و سه ساله‌گی، شغل‌اش را رها کرد و شروع به یادگیری  کمپوزیسیون کرد. در ۱۸۶۶تحصیلات‌اش را تمام کرد و به تدریس هارمونی در کنسرواتوار مسکو پرداخت. پس از آن، دوران طلایی چایکوفسکی آغاز شد.     

و اما داستان دریاچه قو:
"اودت" به وسیله ی جادوگری به نام"روتبارت" بدل به یک قو شده است و تنها در نیمه شب است که او و همراهانش ساعاتی به صورت انسان ظاهر می شوند. شبی پرنس"زیگفرید"، "اودت" را می بیند و دل به او می بندد و سوگند می خورد که "اودت" را از شر طلسم "روتبارت" رها کند. در همین میان شبی در قصر پرنس " زیگفرید" مراسمی برپاست که طی آن باید پرنس، همسر خود را انتخاب کند. "روتبارت" به شکل یک شوالیه وارد میهمانی می شود و دخترش "اودیل" را نیز به همراه می آورد که او را با جادو کاملا شبیه "اودت" کرده است و او با این حیله " زیگفرید" را شیفته خود می کند. با سر رسیدن "اودت" پرنس پی به اشتباه خود می برد و به محل دریاچه می شتابد و اعتراف به بی وفایی خود می کند و "اودت" نیز او را می بخشد. در همین حال"روتبارت" سر می رسد و با جادوی خود توفانی سهمگین می آفریند که سبب غرق شدن "اودت" و "زیگفرید" می شود. در بسیاری از اجراها انتهای داستان به شکل دیگری به پایان می رسد. بدین صورت که پس از برپا شدن توفان "زیگفرید" با "روتبارت" می جنگد و طلسم او را می شکند و "اودت" و همراهانش رها می شوند. در برخی دیگر از اجراها نیز بدین ترتیب است که پس از باطل شدن جادوی "روتبارت"، پس از گذشت سالها در حین قدم زدن کنار دریاچه و چیدن گل ، بار دیگر توسط "روتبارت" غافلگیر شده و "زیگفرید" و "اودت" تبدیل به قو می شوند. 

باله ی دریاچه قو به عنوان یکی از شاهکارهای مکتب رمانتیسیسم شناخته می شودو معروفترین و زیباترین باله جهان بشمار میاید.

بعد از خارج شدن از تالار باشکوه و قرار گرفتن در آن فضای رومانتیک باله و آن موسیقی اعجاب برانگیز و شاعرانه ناگهان با منظره رویایی رودخانه نوا روبرو شدیم.آفتاب در حال غروب بود و ده ها طیف سرخ رنگ بر تن آب ساخته بود.شما چه فکر میکنید؟به نظر من دیگر جای سووال نمیماند که چرا این شهر مهد شاعران و موسیقیدانان و هنرمندان بزرگ است!