دریاچه ولشت
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به مازندران

مرداد ۸۷ - چالوس - دریاچه ولشت


۲ کیلومتر که از شهر مرزن آباد به سمت چالوس بروید به یک دوراهی در سمت چپتان برخورد میکنید که منشعب از یک جاده خاکی است.جاده را که بالا بروید با یک شیب تند روبرو میشوید که گردنه ای پیچ در پیچ با انبوه درختان کاج را به شما نشان میدهد.۹۰۰ متر از سطح دریا بالا میروید.دورتادورتان گردنه ای عموما مه گرفته را میبینید که با زمینهایی سبز کشاودزی پوشیده شده اند.گهگاه کلبه هایی روستایی لای ابرهای سرگردان دیده میشوند که از دودکش هایشان دودی اسرارآمیز بالا میرود.لای سبزی درختان انگار یک غول افسانه ای نشسته است و قلیان میکشد.

به جز سماء که دهکده ای ییلاقی است و زمستان ها خالی از سکنه ، نزدیکترین روستای پر جمعیت به ولشت ؛ روستای نسار - با 4 کیلومتر فاصله و 200 خانوار جمعیت - و نزدیکترین شهر به آن کلاردشت است.

دریاچه ولشت (ولش) با 900 متر ارتفاع و 19000 متر مربع مساحت وعمق بیش از 40 متر،  بزرگترین دریاچه کوهستانی شمال شرق کشور است. ولشت یک دریاچه آب شیرین است و انواع ماهی های سردابی در آن پرورش داده شده اند.

اینجا آب دریاچه تنها با نزول باران و جوشیدن چشمه های زیرزمینی دریاچه که در وسط آن میجوشند و بالا میایند تامین میشود.هوا مرطوب ولی خنک است.به نوعی ییلاق چالوس نشینان محسوب میشود.جا به جا مردم زنده دل چادر زده اند و هوایی تازه میکنند.صبورترها چوبی در دست گرفته اند و در سکوتی که تنها قورقور هماهنگ غورباقه ها آن را میشکند سرگرم ماهی گیریند.بعضی هم برخلاف اینکه تابلو زده اند شنا در اینجا ممنوع است٬تنی به آب زده اند. 

اینجا مثلا جزو مناطق حفاظت شده است اما در دامن کوه های اطراف دریاچه زمینهای تفکیک شده زیادی را میبینید که به خانه های ویلایی اختصاص یافته اند.معلوم نیست کدامین دستی این زمینهای متعلق به مردم را به چوب حراج بسته است.همین موضوع باعث شده تا آب دریاچه با فاضلاب آلوده گشته است.در کمال ناامیدی میبینید که در این آبهای زیبا هر گردشگری که توانسته تکه زباله ای در جهت نابودی زیبایی ان به آن افزوده است.

اینجا هوا به شدت متغیر است.لحظه ای آفتاب بالای سرتان میاید و همه جا را نورانی میکند.در چشم به هم زدنی مه دور شما را میگیرد.بعد ابرها میایند تا در این ضیافت از کسی عقب نمانند  و در آخر باران است که دانه به دانه بر آبهای شفاف دریاچه میرقصد و میخواند.

محمد امین و علی با سختی قایق را باد میکنند و به اب میندازند.سوار قایق میشویم و پارو زنان میرویم و میرویم و میرویم و با سکوت یکی میشویم.سکوتی که اگر قورقور قورباغه ها و جیغ پرنده های مهاجر نباشد کمی وهم انگیز است.

مراتع سرسبز اطراف دریاچه جولانگاه مناسبی برای دامهاست.به همین دلیل وقتی روی اب شناور میشویم از لابلای علفها صدای زنگوله های گردنشان را میشنویم و کمی بعد سرشان را میبینیم که از لای برگها بیرون میاید.اینجا تکه ای از بهشت خداوند است باور کنید!