محمدم!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٩  کلمات کلیدی: متفرقه ، مذهبی

سلام...من آدم سیاسی نیستم.اگر هم تا حدودی علاقه مند به پیگیری باشم قصد ندارم در این وبلاگ چیزی از سیاست بنویسم.اما دیشب وقتی روی یکی از سایتها نمونه سوالهای جنجال آفرین آموزش و پرورش را دیدم تا حد انفجار سیاسی شدم! آن سوالهای موهن آنقدر تکان دهنده بود که حتی شایسته نمیبینم انها را اینجاعنوان کنم .دلم میخواهد فریاد بزنم: آهای مردم مسلمان شما که از کشیدن چند کاریکاتور در روزنامه های کشوری مسیحی اروپایی آنقدر متعصب شدید که حتی نام نان شیرینی! خود را هم تغییر دادید الان کجایید تا ببینید در کشور مثلا مسلمان ایران همین کنار گوشتان جملات نفرت انگیز و چندش آوری راجع به پیامبرتان ذکر میشود آن هم در قالب سوالهای درسی! و آن وقت هیچ کس راهپیمایی نمیکند.همه سکوت کرده اند شاید میخواهند عمل قبیحشان را توجیح کنند.

دلم هوایت را کرده محمد امینم-میدانم همین جایی-در کنار من و مرا مینگری و من میخواهم سرم را بر آن عبای رسالتت گذارم و های های گریه کنم تنها به امید اینکه مرا ببخشی! مرا که تسلیم خدای توام اما امروز اینجا مینشینم و تنها نظاره گرم بر بی احترامی به تو محبوبم-محمدم چشمهایت نگران امتت است میدانم اما روی برنگردان که ما گدای رحمت تو هستیم-در این آشفته بازار دلتنگی-در این سرای حیوانیت و دریدن جز تو محبوبم پناهی نداریم-مباد روزی که تو از ما به خدایت شکایت بری که دیگر آن روز نه تنها باریتعالی که حتی شیطان نیز ما را طرد خواهد کرد. محمدم مارا ببخش...