بی بال پریدن
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۱  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

و قاف حرف آخر عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز میشود...(قیصر امین پور)

و اینگونه بود که قیصر را شناختم.در تکاپوی سالهای آغازین جوانی و در هیاهوی عاشقی بود که کسی برایم خواند:و قاف...

و اینگونه این شعر برای من جاودانه شد و شد به یادگار همیشه آن دوران گس.هنوز با وجود سالها گذر از خط کشی بین عاشقی و تنفر این شعر برای من چیز دیگری است که به یادم میاورد در تنگاتنگ هر لذتی یک غم بزرگ نهفته است.

القصه غرض از گفتن این حرفها تنها معرفی کتاب کوچکی است که دیشب برای دقایقی مرا آرام کرد و با خو برد به گذر بیست سالگی.

<بی بال پریدن> قصه ما آدمهاست.قصه غصه ها و لحظه ها.به قول خود نویسنده <مرحوم قیصر امین پور> : این قصه ها قصه نیست.شعر نیست.قطعه نیست.مقاله و گزارش و خاطره نیست...ولی چون مدتی در پیچ و خم کوچه پس کوچه های ذهنم با قصه ها و شعرهای دیگر همسایه بوده اند و با من رفت و امد و گفت و گو داشته اند ممکن است رنگ و بویی از قصه هم به خود گرفته باشد.اینها در واقع همان ((حرفهای خودمانی)) است که ((در حاشیه ی)) ذهن آدم گرد و خاک میخورند.

کتاب را نشر افق چاپ کرده است و قیمت آن 900 تومان ناقابل است.اما با تمام وجودم میگویم:

بیایید تجربه کنید <بی بال پریدن> را!