پاریس تگزاس
ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۱  کلمات کلیدی: دل نوشته ، معرفی فیلم

مرد تا دیروز هم چیزی بین پدر و یک غریبه بود .تنها چشمهایش را برایم به یادگار گذاشت روزی که رفت.و من مردد بین نامیدن او به نام و یا نامیدن او به واژه همیشه سردرگم ماندم.برای  من او بیشتر از اینکه موجودیت باشد یک حس است.حسی که در خون من جاری است و تا زنده بودن تنم از من و کالبدم جدا نیست. حتی اگر هزاران تار موی سفیدرنگ و هزاران خاطره آبی از یک مرد کهن بین ما دریا دریا فاصله ایجاد کند.خون من از من جدا نیست.مرد با نگاهش برای من پدر هست و پدر خواهد ماند.و این دیگر دست من و دست دل نیست.دست حسی فراتر از این حرفهاست.

(با ادای کامل احترام به مرد سپید موی هزار ساله دل و دینم٬باید او را پدر بنامم.)

پاریس تکزاس (Paris, Texas) فیلمی است ساخته ویم وندرس در سال  ١٩٨۴ درباره مردی که در صحرا گم شده و برادرش او را می‌یابد و به خانه برمی‌گرداند. نام فیلم از پاریس که محله‌ای در تگزاس است گرفته شده است. اگرچه هیچ صحنه‌ای از فیلم در آنجا فیلمبرداری نشده است. این فیلم برنده جایزه نخل طلا از جشنواره کن در سال ۱۹۸۴ شده است.

داستان از انجایی شروع میشود که مردی بی هویت در برهوتی داغ و نفس گیر بی جان و بی نفس بیهوش در مکانی میفتد.برادرش در پی یافتن او بعد از ۴ سال جستجو از لسانجلس به تگزاس آمده و او را در سفری جاده ای و کویری به خانه میبرد.جایی که فرزند ٨ ساله اش در انتظار پدر ندیده است.داستان تا انتهای فیلم در یک پوشش ظریف رمز و راز فرو میرود که چرا و چگونه این مرد۴ سال تمام گم و گور بوده و زن خود را نیز در ایم میانه  گم کرده است.زیبایی داستان جایی به اوج میرسد که مرد میخواهد ۴ سال رفته را در وجود پسرش زنده کند و پدر بودن خود را معنی دوباره دهد.این بار مرد به همراه پسر دوباره سفری جاده ای را شروع میکنند با این قصد که این بار مادر گم شده را بیابند...و ادامه داستان!!!

***اما نوشته اول این پست چه ربطی داشت به داستان این فیلم؟!بگذریم.تنها میگویم که نگاه مرد قصه انگار نگاه پدرم بود.به همین سادگی!  

***راستی اگه فیلم رو دیدی مشتاق شنیدن نظرت راجع به فیلم هستم.