مهمان
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸  کلمات کلیدی: دل نوشته

میگویم:خوش آمدی! بی خبر؟

میگویی:کسی مرا هلم داد پیش تو

میگویم:پس بمان و نرو...

برمیگردی و از کسی پشت سرت میپرسی:بمانم؟!!!!!!

...............................................................

باد میوزد...آسمان سر جدال دارد.بد جور

جیغ آسمان که درمیاید برق میرود

جالا من هستم و تنهایی و تاریکی و...........دلشوره

ناخن میجوم و شماره میگیرم:مشترک مورد نظر من از بخت بد من در دسترس نیست

کبریت میزنم برای شمع.....دلم بدجدر شور میزند...

در خانه به صدا درمیاید..مشترک من در دسترس شد!!!!!!!

با دستهایی پر......

حبر آورد که تو در راهی......

باید پاشد و آبی به سروصورت زد...آخر این دل مهمان دارد!