لندن(6)-شب سال نو
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٠  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به انگلیس

۲۹/۱۲/۸۶-شب سال نو

 یکی از قشنگترین خاطره های این سفر ٬شب سال نو در حضور ایرانیهای مقیم لندن بود.همون طور که قبلا هم گفتم خیابان  Hi street kengsingtonپاتوق ایرانیهای نسبتا مرفه ساکن لندن است. شب سال نو راهنمای تور ما پیشنهاد کرد که امشب رو به یک رستوران ایرانی معروف بریم و همه دور هم باشیم که در همین خیابون واقع شده.توی این خیابون چند مغازه ایرانی هم هست که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد (البته همه چیز ایرانی) در آنها پیدا میشود.

 دیدن سبزه و ماهی قرمز-سنبل و هفت سین در شب سال نو و در یک مملکت غریب خدا وکیلی آدم را زنده میکند.آنچنان حس شادی آفرینی به ما دست داد که دلمان نمیخواست از جلوی ویترین این مغازه ها دور بشیم.

 پاتوقی که به اونجا رفتیم رستوران شهرزاد بود.یک رستوران کاملا ایرانی که تمام غذاهای سنتیمان توش ارایه میشد.سر در اون همون پرچم شیر و خورشید نصب شده بود که نشون میداد صاحب مفازه از اون سلطنت طلبای دو آتیشه است!!!

 جلوی در ورودی ٬یک هفت سین کوچک و کامل قرار داشت که برای مای ایرانی که در اون لحظه دور از وطن عزیزمون بودیم حس آشنای دوستی میداد.دور تا دور روی دیوارها عکسهای یادگاری صاحب مغازه با آدمهای معروفی بود که شبی را درآن رستوران گذرانده بودند.تقریبا تمام خواننده های اون ور آبی اینجا اومده بودن و عکسی به یادگار روی دیوار داشتند.

 همه دور یک میز نشستیم.راستش برای ورود به این رستوران باید حداقل نفری ۲۰ پوند خرج کنیم. من و محمد امین هرچه سفارش میدادیم به این رقم نمیرسید.مشکل هم از اونجایی ناشی میشد که قیمت اصلی روی نوشیدنیهای الکلی است نه غذا.به هرحال دو پرس چلوکباب مخصوص - میرزا قاسمی - دلمه برگ مو - ماست و خیار - سالاد - و دوغ جای شما خالی زدیم تو رگ که چقدر هم چسبید!موسیقی زنده ایرانی اجرا میشد و عده ای هم آن وسط پایکوبی میکردند.یک عروس و داماد هم با دوست و آشناهاشان مجلس عروسی خود را آن شب و آنجا برگزار کرده بودند که عروس ایرانی و داماد انگلیسی بود.خلاصه شب سال نوی به یاد ماندنی برای ماشد. تنها ماجرایی که اتفاق افتاد این بود که ناگهان یک ایرانی مست وارد شد و داد و بیداد کنان شروع به فحاشی کرد که چرا ما آنجا نشسته ایم در حالیکه هموطنان ما در همان لحظه در ایران در حال شکنجه شدن هستند.او نمیدانست که ما توریستهایی هستیم که از ایران آمده ایم و ساکنان لندن نیستیم.او را به زور از رستوران بیرون کردند اما این سووال برای ما ایجاد شد که :خودش اینجا چه میکرد در حالیکه به قول خودش هم وطنانش در حال شکنجه دیدن بودند؟؟؟؟