لندن(1)
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به انگلیس

 

صبح ساعت 6 صبح اومدیم فرودگاه امام و ساعت 10 صبح با 10 دقیقه تاخیر حرکت کردیم به سمت لندن.فکر کنم بعد از تحریم سوم داریم کم کم از خطوط هوایی مهم جهان هم حذف میشیم.پرواز ما با یکی ازخطوط داخلی انگلیس به نام bmi بود.جونم براتون از این خط هوایی بگه که همینو داشته باشید که آب معدنی دماوند و آب پرتغال تکدانه توش سرو شد.فکر کنم این اروپاییهای خسیس پوند خودشونو میارن اینجا و واسه اینکه واسشون ارزون تموم شه اجناس مواد غذایی وطنی مارو میخرن.محمد امین میگه چه بسا که نهار هم دیزی بدن.خلاصه بعد از 6 ساعت پرواز به لندن رسیدیم.هوا در همون بدو ورود آنچنان در ذوقمان خورد که نگو.گفته بودن که هوا یه چیزایی شبیه ایرانه.من هم همچین لباسهای گرمی با خودم نبرده بودم اما در همون لحظه ای که پامونو از هواپیما بیرون گذاشتیم با آنچنان سوز سردی روبرو شدیم که تا مغز استخونمونو سوزوند.خلاصه راه افتادیم سمت هتل گراند رویال در خیابان hi street Kingston  که جالبه بگم بیشتر ایرانیهای قبل از انقلاب اینجا ساکنند و بسی باعث مباهاته که جرو مناطق سطح بالای لندن هم محسوب میشه.

آنچه در همان بدو ورود به شدت نظر آدم رو جلب مبکنه زیبایی نفس گیر معماری شهری لندنه که بعد از گدشت این همه سال هنوز توانسته بافت سنتی خودشو حفظ کنه.خیابانها کاملا تمیز و رانندگی در حد بالای استاندارد قرار داره.تنها مشکل اینه که آنها فرمان به راست رانندگی میکنند و این موضوع برای ما که عادت نداریم دردسرآفرینه و حتی توام با خطر هنگام عبور از خیابان میشود.

بریتانیا در واقع جزیره ای مشتمل بر سه بخش انگلیس-اسکاتلتد و ولز است که به همراه ایربند شمالی پادشاهی متحد(uk) نامیده میشود. در فارسی به بریتانیا به اشتباه انگلیس میگوییم در صورتیکه انگلیس بخشی از بریتانیاست.انگیس کشوری با مساحت 240000 کیلومتر مربع است که از غرب به اقیانوس اطلس از شرق و شمال به دریای شمال و از جنوب به کانال مانش منتهی میشود.این کانال که از زیر دریای مانش عبور کرده است انگلیس را به فرانسه متصل میکند و یک پل ارتباطی مهم محسوب میشود.

جمعیت این کشور به عللی چون مهاجرپذیری و زادوولد در حال افزایش چشمگیری است.در حال حاظر 61 میلون نفر هستند  که عموما مسیحیند اما مسلمان نیز کم ندارد.لندن شهری نسبتا پرجمعیت محسوب میشود که 7 ملیون نفر را در خود جای داده است که در شب آمار آن پایین میرود زیرا حدود 2 ملیون آن از اطراف لندن روزانه برای کار آمده و شب هنگام به خارج آن میروند.اصولا اینجا کشوری گران محسوب میشود.هر پوند معادل 1850 تومان رقمی بالا برای ما ایرانیهاست.بر همان اساس است که سفر به لندن به عنوان  یکی از پر خرج ترین سفرها برایمان آب میخورد.

 آب و هوای لندن به شدت متغیر است به طوریکه آدم را به مرز جنون عصبانی میکند.در یک روز شما میتوانید انواع و اقسام اب و هوا را شاهد باشید.منی که عاشق باران و ابر و مه هستم تا قبل از آمدن به اینجا کیفور بودم اما کار به جایی کشیده بود که هرروز با دیدن آسمان ابری لندن و باد کشنده آن از خشم دندان میساییدم و آرزوی آفتاب گرم تهران را داشتم.از بخت بد ما هوا به حدی سرد شد که در تاریخ ۲۲ سال اخیر این کشور بی سابقه بود تا جاییکه ما در این فصل بارها با بارش کولاک و برف روبرو شدیم....اما امان از آن وقتی که آفتابش سر بیرون میکشد که دیگر زمین و زمان دلپذیر میشود.با وجود این سرما شکوفه های صورتی همه جا درختان را گرفته و چمن سبز فرش تمام پارکهای لندن است.


انگیسیها به شدت آداب دان و پیرو سنتها هستند و همین عاملی است که شما هنوز در جای جای آن رد پای گذشته را مشاهده میکنید.به طور مثال تاکسی های قدیمی و اتوبوسهای ۲ طبقه قزمز رنگ بخشی از دیدنیهای لندن محسوب میشوند.شاید همین پایبندیهاست که اجازه ساخت و سازهای بی رویه را از مردم گرفته است.شما روی بیشتر ساختمانها پلاکهایی میبینید که سال ساخت را نشان میدهد و عموما از ۱۷۰۰ به بعد را شامل میشود.ساختمانهایی که هنوز مردم ساکن آنها هستند و کسی به فکر خراب کردنشان نمیفتد.در زیر هر خانه انبار هایی هست که در گذشته محل ذخیره زغال سنگ بوده زیرا سوخت در قدیم شامل این ماده میشده و به همین دلیل چهره لندن در روزگاران گذشته همیشه دودآلود بود.این انبارها طوری تعبیه شده که هنگام بارگیری زغال سنگ از درون خانه عبور داده نشوند.امروزه هنوز زیر پله کانهای خانه ها دریچه های انبارهای زغال سنگ قابل مشاهده است.

انگلیسیها کمی تا قسمتی! خسیس هم هستند این موضوع همان روز اول و با دیدن میز صبحانه هتل ۵ ستاره بر ما مشخص شد!!!یکی از شاهکارهای انها شیرآب گرم و سرد است که به صورت دو شیر جداگانه تعبیه شده و شما چاره ای ندارید جز اینکه سینک دستشویی را با آب سرد و گرم پر کنید و سپس شیرها را ببندید تا خدای نکرده آب زیاد مصرف نشود و سپس دست و صورت خود را درون کاسه دستشویی بشویید و این کار برای ما ایرانیها یعنی مرگ!!! شانس آوردیم که هتل ما در این مورد کمی متجدد عمل کرده و شیرهای آب معمولی را بکار برده بود.

جمل و نقل عمومی در لندن یعنی لذت!اینجا نیز مانند بیشتر کشورهای پیشزفته تاکسی وسیله ای همگانی به شمار نمیاید بلکه مترو حرف اول را میزند.راستش استفاده از مترو مانند فرضا پاریس خیلی ساده نبود و نقشه پیچیده تری داشت.به خاطر همین من و محمد امین بیشتر با اتوبوس جابجا میشدیم.شما میتوانید برای اینکه به صرفه برایتان دربیاید بلیط هفتگی بخرید که نفری ۵۰ پوند میشود و سپس با آن هرچقدر که میخواهید از اتوبوس و مترو استفاده کنید.ما روزانه گاهی تا ۲۰ مرتبه هم از این بلیط استفاده میکردیم.

و در آخر اینکه این میل همگانی برای مطالعه واقعا جای تقدیر داشت.شما در هرجا چه در مترو یا اتوبوس و یا حتی ایستگاه مردمی را میدید که کتاب و روزنامه به دست از وقت خود برای مطالعه و یادگیری استفاده میکردند و این برای ما که کمتر با چنین صحنه هایی روبرو میشویم جالب بود.