تاریخ شهر کاپاتوکیا
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: سفر به قونیه ، جهانگردی

۲۲/۹/۸۶-کاپادوکیا

اینجا کاپادوکیا شهری با تمدنی ۱۰۰۰۰ ساله است.زمانی که اینجا فقط جنگل بود و حیوانات وحشی و انسان و خانه هایی از جنس سنگ در دل کوهستان٬به این مکان کتل هیوک هم میگفتند. بعدها داریوش کبیر نام کاپاتوکیا را که نامی کاملا ایرانی است بر این منطقه نهاد.کاپاتوکیا به زبان کهن ایرانی یعنی:محل پرورش اسبهای اصیل و نجیب.زیرا اینجا بخاطر داشتن دشتهایی هموار و وسیع و سرسبز ٬محل مناسبی برای پرورش احشام بود.

۱۰۰۰۰ سال پیش ٬این کوهستان تماما آتشفشانی بود.ترکها معتقدند که مردم از روی آتش آتشفشانهای همین کوهستان توانستند اولین جرقه آتش را کشف کنند.همانگونه که ما ایرانیان هم معتقدیم یکی از شاهان قدیم ایران هنگامی که عصای خود را برای دفع یک مار به سوی او پرتاب کرد ناگهان از برخورد عصا با تکه سنگی اولین جرقه آتش کشف شد!

معماری خانه های اینجا تودرتو و پیچیده است.درهای خانه ها به روی سقف ساخته میشده و برای ورود به خانه باید از روی سقف آن وارد میشدند.دلیل این نوع معماری هم حفاظت در مقابل حمله حیوانات وحشی بوده است.

آداب و رسوم جالبی هم انسانهای آن زمان دارا بودند. به طور مثال :وقتی زنی باردار میشد مردم خانه او را پرستش میکردند زیرا معتقد به این بودند که روح جدیدی از کالبد زن بیرون میاید و زن مقدس شده است.

وقتی یکی از اعضای خانواده فوت میکرده ٬جسد او را در بیرون خانه میگذاشتند تا حیوانات از بدن او تغذیه کنند.سپس اسکلت او را در لای جرز دیوار خانه اش دفن میکردند.این رسم در ایران باستان نیز تا حدودی به همین شکل وجود داشته است.در زمانهای بسیار کهن گروهی از زرتشتیان باستان در بعضی مناطق خصوصا اطراف یزد معتقد به این بودند که جسم انسان باید در اختیار طبیعت قرار گیردو هدیه به جانداران دیگر شود.به همین دلیل مکانهایی به نام ؛دخمه؛ وجود داشته ٬فضاهایی سرباز که اجساد را در آنجا رها میکردند تا طعمه لاشخوران و حیوانات شوند.باقیمانده یکی از این دخمه ها هنوز اطراف شهر یزد وجود دارد.صادق هدایت در یکی از داستانهایش دخمه ای را به نگارش درآورده و داستان ارواحی که بر روی دیوار دخمه نشیته اند و همانگونه که در حال تماشای متلاشی شدن جسد خود هستند داستان زندگی خود را برای هم تعریف میکنند.متاسفانه هرچه فکر میکنم نام این داستان به خاطرم نمیاید...

در موزه آنکارا جمجمه ای از همین محل پیدا شده که مربوط به انسانی با قدمت ۶۰۰۰ سال پیش است که باستان شناسان توانسته اند آثار جراحی مغز را بر روی جمجمه او پیدا کنند.به همین دلیل معتقد براین هستند که اولین جراحی مغز در این محل و توسط تمدن این مردم انجام شده است.برای انجام عملیات جراحی نیز چاقوهایی اختراع کرده بودند که از جنس سنگهای ؛اوپسید؛ بود که بسیار برنده و ظریف بودند.البته در کتاب سینوهه آمده است که اولین جراحی مغز توسط او و در سوریه قدیم بر روی سر یکی از فراعنه انجام شده است.

۲۰۰۰ سال قبل از میلاد قومی به نام هیتی ها از راه قفقاز به آناتولی کوچ میکنند و اولین شهر سازی را در آنجا انجام میدهند و پایتخت خود را هاتوشا مینامند.۷۰۰ سال بعد دچار بیماری وبا میشوند و همگی از آنجا فرار کرده و به کاپاتوکیا آمده و از آن به بعد در اینجا ساکن میشوند. اطراف دریای مدیترانه و آناتولی منطقه تحت سلطه امپراطوری هیتی ها بود و جنوب شرق متعلق به هوریها و غرب آرزواها٬ که همگی٬ هم عصر فراعنه مصر بودند.۱۲۷۹ قبل از میلاد هیتی ها به جنگ مصریها در مرز سوریه کنونی رفته و برآنها پیروز میشوند و حکومت خود را گسترش میدهند. همزمان حکومت مادها نیز بر ایران حکومت میکرده است.هیتی ها در واقع همان آشوریها بودند که بر کل این مناطق فرمانروایی داشتند.

سپس برای اولین بار گاری ۲ چرخ را کشف میکنند که برایشان مانند تانکهای امروزی در میادین جنگ کاربرد داشت.آنگاه از ترس شکست خوردن تصمیم به صلح با مصر میگیرند.به همین دلیل قرار میشود پادشاه هیتی ها دختر خود را به پسر فرعون مصر دهد تا بین دو کشور صلح برقرار شود.داستان جنگ تروا از همین جا آغاز میشود.شخص دیگری عاشق دختر شده و اتش سوزی عمدی در هاتوژ پایتخت هیتی ها راه میندازد.امکان وصلت از بین میرود و جنگ خانمان سوزی بین دو کشور رخ میدهد.

هیتی ها اولین مرکز تجاری جهان به نام کاناشه را پایگزاری میکنند.تجارت در آنجا پایاپای بوده یعنی جنس با جنس معاوضه میشده است.مثلا شاخ فیل میاوردند و از هیتی ها پشم و سنگ میگرفتند.پرداخت وجه گمرک هم از همین جا شکل میگیرد.کسانی که برای تجارت به اینجا میامدند باید به دولت حق گمرکی میپرداختند.کم کم سکه رواج پیدا میکند.

در هنگام فوران آتشفشانها هیتی ها ۳۶ شهر زیر زمینی برای دفاع میسازند که توسط تونلهایی به هم مرتبط بوده که به منظور تجارت بین شهرها از آنها استفاده میکردند.

۷۰۰ سال قبل از میلاد فینیقیه ایها به اینجا حمله کرده و هیتی ها را شکست میدهند.هیتی ها به سمت دجله و فرات فرار میکنند که در گذشته به نام مزن پوتان بوده.دختر ها و پسرهای هر دو ایل با هم ازدواج میکنند و حکومت هیتی ها بریا همیشه از بین میرود.

۳۴۴ قبل از میلاد رومیها به کاپاتوکیا امده و خانه های خود را در دل سنگها میسازند.و در شهرهای زیرزمینی باقیمانده ساکن میشوند.دشمن رومیها در این منطقه ایرانیها بودند که حکومت بسیار قدرتمند و بزرگی را در آن زمان تشکیل داده بودند.

رومیها ادیان مختلف و خدایان گوناگونی داشتند بنابراین در محلهای زیادی از کاپاتوکیا زیارتگاه میسازندکه هنگام حوادث طبیعی درآنجا قربانی میکردند.بعضی مواقع هم دخترها و پسرهای جوان خود را قربانی خدایان میکردند.تا اینکه سرانجام اسکندر به اینجا حمله کرده و پس از تصرف به سمت هند و بابل و سرانجام با داریوش میجنگد و او را شکست میدهدو خودش هم در سال ۳۲۳ قبل از میلاد در بابل میمیرد.

سپس مسیحیت میاید و کلیساهای زیادی در این منطقه ساخته میشود.داخل سنگها را با کاه خیس میپوشاندند و بر روی انها تصاویر مریم مقدس و زندگی عیس مسیح را نقاشی میکردند.از سفیده تخم مرغ که روی آن با موم عسل پوشانده شده بود و به این ترکیب ساج میگفتند٬رنگهای نقاشی تهیه میکردند.یکی از همین کلیساها که به بازدید از ان رفتیم ؛چارکلی کلیسا؛ نام داشت.علت این نامگذاری رد یک چارق بر کف آن است که سالها همچنان مانده و هم اکنون زیر شیشه ای محافظت میشود.۱۲۰۰ سال بعد از میلاد ٬کاپادوکیا مرکزیت دینی میابد.

ارتودوکسها از یونان و روسیه به اینجا میایند و کاتولیکها از خاور میانه.کاتولیکها کلیساهایی با ۱محراب و عکس حضرت مریم را میساختند اما ارتودوکسها کلیساهایی با ۳ محراب و تصاویر زندگی عیسی مسیح را میساختند.آداب ایستادن در کلیسا به اینگونه بود که بچه هاو آقایان در سمت راست و خانمها در سمت چپ می ایستادند سپس شراب به نیت خون عیسی و نان به نیت بدن عیسی بین مردم پخش میشد و بدین ترتیب گناهانشان بخشوده میشد.از قرن ۴ تا ۷ میلاد نقاشی درون کلیسا ممنوع میشود و تنها اجازه داشتند تصاویر محدودی با رنگ قرمز نقاشی کنند.

برای اینکه از حمله ایرانیها و اعراب در امان باشند ترجیح میدادن در شهرهای زیرزمینیشان زندگی کنند.اگر کسی در جنگ کشته میشد لقب شهید میگرفت و در خانه اش به صورت ایستاده کنار دیوار در همان شهر زیرزمینی دفن شده و روی آن لایه ای از سنگ گرفته میشد.بقیه افراد غیر شهید خارج از شهر زیرزمینی دفن میشدند.