درخت انجیر معابد
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

t4ft18ulkeshzw1h27sl.jpg

من از روییدن خار بر سر دیوار فهمیدم که ناکس کس نگردد از این بالانشینها....

سلام...مدتها بود تو حسرت خوندن کتابی بودم که منو میخ کنه سر جام.یعنی اونو پایین نذارم تا جاییکه دیگه حس کنم الانه که خل شم تا اینکه یه کتاب ایرانی به نام درخت انجیر معابد نوشته احمد محمود رو خوندم.قبلا خیلی وقت پیشا کتاب همسایه های احمد محمود رو خونده بودم الان چیز زیادی ازش یادم نمیاد انقدر میدونم که اون موقع هم محو خوندنش شده بودم.ببین از اون کتابایی نیست که واست افه روشنفکری بذاره یا توش چه میدونم پر از ایسم و ایدؤلوژی و غیره و ذالک باشه.سرراست قصه است از اون قصه هایی که وقتی میخونی انگار داری توش راه میری.سوار گردونه زمان میشیو میزنی به قلب ایران قدیم.  

داستان در جنوب اتفاق میفته و کل اون حول یک درخت انجیر معابده.داستان یک نسل آدمهای اصیل که از بد روزگار خراب آدمای نارفیق میشن.داستان یک خانواده اصالتمند که از اسب میفتند ولی از اصل نمیفتند!داستان از اونجایی رنگ و بو میگیرد که پدر خانواده میمیرد و سه فرزند و زن جوان و خواهر پیر باقی میمانند که باید گلیم خود را از آب بیرون بکشند که هریک به نوعی در اشرافیت گذشته شان آنقدر دست و پا میزنند تا نابود  شوند.

درخت انجیر معابد» در 1038 صفحه و شش فصل نگاشته شده است. این رمان مفصل , که پس از رمان سه جلدی « مدار صفر درجه» بلندترین رمان احمد محمود است, رمانی روانشناسانه است و دو دید روانشناسانه ی محوری در آن قابل تمیز است: روان شناسی فردی ـ روان شناسی اجتماعی, و از این زاویه ی نگرش , رمان « درخت انجیر معابد» دارای دو محور اصلی است: عصیان ـ خرافه , که در درازنای داستان در هم تنیده و به هم بافته شده اند و در پیوند تنگاتنگ با یکدیگر, کل منسجم و یکپارچه ای را تشکیل می دهند.