تپه علاالدین
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۸  کلمات کلیدی: سفر به قونیه ، جهانگردی ، مولانا

۲۰/۹/۸۶- قونیه- تپه علاالدین - مسجد علاالدین

اینجا تپه ای به نام علاالدین است که بر بالای آن مسجدی تحت همین نام ساخته شده است. محوطه را که گرفته و بالا میرویم زنان ترک را میبینیم که سرگرم کاشتن بوته های گل بنفشه بر دامنه های تپه هستند.

اینجا یکی از مهمترین مساجد صدر اسلام در آناطولی است.دز سال ۱۰۷۱ میلادی زمانی که ترکها آناطولی را فتح کردند دولت جدیدی تاسیس کردند د در اینجا سکنی گزیدند.این دولت جدید همان حکومت سلجوقی بود که در همان زمان پادشاهی بزرگتر آن بر ایران حکومت میکرد و حکومت سلجوقی کوچک بر آناطولی قلمرو گسترد.این دولت به عنوان پایتخت شهر قونیه را برگزید.این اتفاقات حول و حوش قرن ۱۳ میلادی است که برای غربیان دوره تاریک و برای اسلام و شرقیان دوره شکوفایی بزرگی بود.در سال ۱۱۲۱یکی از پادشاهان سلجوقی شروع به ساخت این مسجد کردند و سرانجام در سال ۱۲۰۰ میلادی پس از حکومت ۳ پادشاه و در دوره پادشاه سلجوقی علاالدین کیقباد ساخت مسجد به پایان رسید.بنابراین نام او بر این مسجد گذاشته شد.او یکی از مخلصان بنام مولانا بود.بنابراین یکی از علتهای معروف ماندن این مسجد ٬ارادتی بود که سلطان علاالدین کیقباد به شخص مولانا داشت.

این مسجد از ۲ بخش تشکیل میشود.بخش شرقی که در ابتدا بنا شد و دارای ۳ پنجره بود.در محل کنونی پنجره چهارم قبلا یک محراب قرار داشت.بعدا که بخش غربی بنا شد محراب به آن بخش منتقل و به جای محراب قبلی پنجره گذاشته شد.بالای سر گنبد مشاهده نمیشود بلکه بر خلاف بقیه مساجد یک سطح مسطح که با ۶۲ ستون نگه داشته شده مشاهده میشود. اینجا انگار موزه ای از ستونهای باستانی است.ترکها بعد از فتح آناطولی یک سری از آثار باستانی رومها که از دوره بیزانس مانده بود از جا کنده و به این محل آوردند و در ساخت مسجد از آن استفاده کردند.اینجا مانند موزه ای از آثار باستانی میماند.در واقع تاریخ روم و سلجوقی در این محل در هم آمیخته است.به طور مثال این ستونهایی که در عکس مشاهده میشود مربوط به ۵۲۰ قبل از میلاد مسیح است.یکی از نکات جالب معماری آن گوشه های سه گوش دیوار است که در واقع ابداع ترکها و یک نوآوری در معماری است.

معمار بخش محراب این مسجد یک ایرانی به نام محمد پسر هولان اندیمشکی است.این محراب از دو سبک معماری تشکیل شده است.در قرن ۱۳ میلادی محمد اندیمشکی بخش سرامیکی آبی رنگ آن را ساخت.اما در سال ۱۲۳۶ میلادی در پی حمله مغولها به ایران و آناطولی حکومت سلجوقی منقرض و حکومت غزنویان جاگزین شد.در آناطولی گروهی تحت عنوان بیک با مغولها شروع به جنگ کردند.۴۰ بیک به ترتیب آمدند که به آنها کارابان میگفتند و هریک هم با ایرانیها پیمان دوستی میبستند تا بر علیه حکومت مغولها یا همان غزنویان بجنگنددر قرن ۱۵ میلادی بخش دوم محراب که از سنگ مرمر ساخته شده بود را روی محراب قدیم بنا نهادند.کارابانها معتقد بودند که از نسل سلجوقیان هستند و وظیفه نجات آناطولی را بر عهده دارند.

در سال ۱۱۶۱ این منبر از چوب درخت آبنوس برای مسجد ساخته شد.پشت مسجد سرای پادشاهان سلجوقی و کارگزارانشان بوده است.که یک وضوخانه هم داشت که به شکل حوض بوده و به آن شادروان میگفتند و بالای آن شاه نشین بوده است.در ابتدا شاه و رعیت همه در کنار هم اینجا مینشستند زیرا معتقد بودند اینجا خانه خداست و کسی بر دیگری رجحان ندارد اما پس از اینکه تعدادی از افسران در هنگام نماز از پشت خنجر خوردند ٬شاه نشین ایجاد شد. 

 وارد حیاط مسجد میشویم.اینجا به سبک قلعه ساخته شده است.باروهایی وجود دارد که اگر دشمن حمله کرد بتوانند در آنجا پناه گرفته و از خود دفاع کنند.

در وسط حیاط مزار چند تن از بزرگان قونیه است که به شکل گنبد ساخته شده است.در کنار حیاط هم آب انبار مسجد قرار دارد.