فراموش شدگان
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱۱  کلمات کلیدی: متفرقه ، موسیقی

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری استاد لوریس چکناوریان به نفع کودکان سرطانی در تهران به روی صحنه رفته است. این کنسرت که از ۸ آذرماه در مؤسسه محک شروع شده است، به مدت هفت شب تا ۱۵ آذر ادامه دارد و در هر شب این ارکستر برنامه متفاوتی را به اجرا در می ‌آورد. نخستین فستیوال موسیقی محک، آذر ماه سال قبل به رهبری چکناوریان و با حضور ارکستر مجلسی ارمنستان و با همکاری دوسولیست اتریشی در هفت شب برگزار شد.این برنامه به‌ همت موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان "محک" همزمان با آغاز بهره‌ برداری از طرح عظیم بیمارستان فوق تخصصی سرطان اطفال محک و در هفتادمین سال تولد لوریس چکناوریان برگزار می ‌شود و عواید حاصل از آن صرف تجهیز و راه‌اندازی بخش پیوند مغز استخوان بیمارستان فوق تخصصی سرطان اطفال محک خواهد شد.

.....من توی این کنسرت جمعه شب شرکت کردم.در این مورد که استاد چکناوریان برنامه بینظیری رو اجرا کرد شکی نیست.یک پیانیست دورگه ایرانی/اتریشی نیز در نیمی از برنامه اورا با قطعات شوپن همراهی میکرد.نیمه اول برنامه هم یک خواننده اپرا که تاحدودی به سبک و سیاق پاواروتی میخوند اجرای برنامه کرد.خلاصه همه چیز عالی بود بیسته بیست اما...

نمیدونم این اما شاید یک غرغر معمول ما ایرانیه باشه و شاید حتی بعضی ها رو هم از دستمون عصبانی کنه اما یه حرف دله.یه تیکه کوچیک از حرف دله.منو به بزرگی و سخاوت خودتون ببخشید.بذارید سر بی تجربگیم اما به اندازه یه چند جمله ای منو تحمل کنید.

الان مدتهاست که از سرو کول برنامه های خیریه ما داره انواع و اقسام کنسرتهای باشکوه بالا میره.بیشتر هم آدمای سطح بالا و با اتیکت! (خودم رو نمیگما) با لباسهای فاخر و آنچنانی و با انواع و اقسام افه های روشنفکری تو این کنسرتها شرکت میکنند.از همه این گروه های خیریه ٬محک و کهریزک به حق روابط عمومی بالا تری دارند.به شکلی که خیلی خوب میتوانند کمکهای خیریه زیادی را جمع آوری کنند که همین جا باید کمال تشکر را به خاطر این همه تلاش از این انسان دوستان انجام داد.اما مگر کودکان مریض ما فقط محدود به محک و یکی دو جای دیگرند؟؟؟آیا سالمندان ما فقط در کهریزکند که همه کمکها به سوی این سازمانها سرازیر میشود.انگار یک ژست مدرنیته پشت عضو شدن در این نوع انجمنهای خیریه نهفته است.چند درصد از ما اسم خیریه امام علی را شنیده ایم که توسط چند دانشجو از قشر کاملا متوسط این جامعه راه افتاده است که هدفشان یافتن کودکان یتیم و زیر پوشش قرار دادن آنهاست.چند نفر ما خیریه شاکرین را میشناسیم و آن پسرها و دخترهای جوانی را که پنجشنبه شبها در سوز و سرما و گرما از تفریح شبانه خود میزنند و به سراغ نیازمندان و کپر نشینان فرحزاد (همین بغل گوش خودمان در تهران) میروند و سفره آنها را با کیسه برنجی و حبوباتی از خالی بودن در میاورند.آنهایی که هیچ ادعایی ندارند.هیچ اسپانسری!!! ندارند.آنهایی که در پی نام و نشان نیستند.آنهایی که میخواهند بگردند و لابلای این کنسرتها و نمایشهای با شکوه و لباسهای مجلل و نورهای خیره کننده صحنه ٬به دور از رنگ و لعاب و چشم و ابروی زیبارویان٬مستحقان فراموش شده را بیابند...

قصد جسارت به هیچ نهاد و هیچ خیریه ای را ندارم.دست همه تان را میبوسم و خود را خاک پای همه بانیان خیر میدانم.اما عزیزان..دوستان...بیایید کمی دورتر را هم بنگریم.کودکان فقیر و بی کس و تنها در روستاهای ما کم نیستند.زنان جوان و بیکس و بیوه در دهات ما که عمرشان را پشت دار قالی میگذرانند کم نیستند.چرا باید در عید قربان٬ کهریزک نداند با گوسفندهای زیادی چه کند.چرا ما نباید بیندیشیم که امثال کهریزک در این کشور زیادند اما کهریزکهایی که نه کسی نامی ازآنها میداند و نه نشانی..چرا ما نباید بدانیم که کودکان زیادی هستند در این کشور که کفشی برای پوشیدن ندارند لباسی برای گرم شدن ندارند تا به حال سینما هم نرفته اند کسانی که نمیدانند کنسرت خوردنی است یا پوشیدنی!!!!میگویم چرا نباید یک بار دست در دست هم برای دیدن این کودکان برویم و لختی با نمایشی عروسکی دل آنها را شاد کنیم. کنسرت پیش کشمان!شاید تنها دستی نوازش گر برای آنها کافی باشد.