جرقه
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٩  کلمات کلیدی: دل نوشته

دامن زدی به آتش دلم...

هی سوختم و هی سوختم

آتش گرفت به پر دامنت

هی سوختی و هی سوختی

آبی شد بر آتش دلم

...خنک شدم .خاموش شدم

 


 
عشق چوب کبریتی
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٩  کلمات کلیدی: دل نوشته

سلام...تو را به لهجه کودکیم صدا خواهم زد...ای عشق چوب کبریتی من....

و من دوباره از تو لبریز میشوم...آنقدر که تو را در کام وجود خواهم کشید....

ای بینام آشنای من....تو را در تردیدم چه بنامم؟... ای خود خود من...تو را در سکوت حس میکنم..

به بلندای تمامی لالاییهای سرزمین مادریم....برایت شعر خواهم خواند...مرا بپذیر که از تو سرمستم....ای عشق...ای عشق کوچک بزرگ.... تو را به پهنای حس مادری فریاد خواهم زد....

من در تن تمامی مادران سرزمینم پنهان میشوم...آغوش میشوم... بوسه میشوم...برای ناب ترین حسی که برایم به ارمغان آوردی...ای عشق چوب کبریتی من...

انگشت به سویت دراز میکنم .... و در لابلای امواج پوست تنم روح تو را میجویم...ای ناشناس آشنای من... ای آشنا با تن من و نزدیکتر از پیراهنم....تو را دریک قدمی زندگی یافته ام...تو را در آن لحظه ناب عشق به ارمغان گرفته ام...و از تو آموختم شکل جدید بودنم را...من با تو کس دیگر شدم...با تو زن بودم و مادر شدم...سپاس ای عشق چوب کبریتی من.... پیش من بمان.باشد؟


 
مهمان
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸  کلمات کلیدی: دل نوشته

میگویم:خوش آمدی! بی خبر؟

میگویی:کسی مرا هلم داد پیش تو

میگویم:پس بمان و نرو...

برمیگردی و از کسی پشت سرت میپرسی:بمانم؟!!!!!!

...............................................................

باد میوزد...آسمان سر جدال دارد.بد جور

جیغ آسمان که درمیاید برق میرود

جالا من هستم و تنهایی و تاریکی و...........دلشوره

ناخن میجوم و شماره میگیرم:مشترک مورد نظر من از بخت بد من در دسترس نیست

کبریت میزنم برای شمع.....دلم بدجدر شور میزند...

در خانه به صدا درمیاید..مشترک من در دسترس شد!!!!!!!

با دستهایی پر......

حبر آورد که تو در راهی......

باید پاشد و آبی به سروصورت زد...آخر این دل مهمان دارد!


 
خانه عمو جان- خانه مشروطیت
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به آذربایجان شرقی و غربی

 خانه و موزه مشروطه واقع در محله قدیمی راسته کوچه در شهر تبریز  در جنب مجموعه بازار بزرگ تبریز و در کنار خیابان جدید الاحداث استاد مطهری واقع شده است . بانی این خانه مرحوم حاج مهدی کوزه کنانی از بازرگانان خوشنام تبریزی بود که به پاس خدمات و مجاهداتش در انقلاب مشروطیت به لقب (ابوالمله یعنی پدر ملت) از او یاد شده است. مرحوم کوزه کنانی حامی بزرگ نهضت ازادیخواهی مردم آذربایجان در آن روزهای سخت و سرنوشت ساز بود که حتی خانه شخصی خود را نیز به عنوان پایگاهی مطمئن در اختیار مجاهدین مشروطه قرار داد .و در زمان مشروطیت و پس از آن این محل تجمع سران و بازماندگان صدر مشروطیت از جمله ستارخان ، باقرخان، ثقه الاسلام، حاج میرزا آقا فرشی ، حاج میرزا حسین واعظ و اکثر مشروطه خواهان بوده است.

خانه مزبور در سال 1247 هجری شمسی به دست حاج ولی معمار تبریزی که سالیان متمادی در روسیه زندگی می کرده ساخته شده و در سال 1344 توسط مالکان جدید آن مرمت گردیده است.

مساحت خانه بیش از 930 متر مربع است و قسمت اعظم آن را زیر بنای خانه مشتمل بر حوضخانه سرسرا و دو طبقه بنا ، تشکیل می دهد. حیاط مشجر و با صفای خانه کوزه کنانی به مجموعه طراوت و زیبایی بخشیده است. نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستونهای گچبری استوار شده ،داخل آن با آئینه و شیشه های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است.

جالبترین قسمت بنا ،سرسرا و اتاق مشرف به حیاط در طبقه دوم است که در آن در و پنجره های مشبک با شیشه الوان به کار رفته است. این در و پنجره توسط هنرمندان محلی ساخته و تعبیه گردیده است. اتاقهای جانبی ( گوشوار ) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته ی هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرحهای برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است. مصالح به کار رفته در ساختمان سنگ و آجر و خشت می باشد..

از مهمترین اسناد و اموالی که در موزه مشروطه وجود دارد می توان به تپانچه کمری ستارخان ، قلمدان و عینک و دستخط شهید ثقه الاسلام ، دفترچه هزینه های نهضت مشروطه به قلم حاج مهدی کوزه کنانی ، مهر انجمن های انقلابی آذر بایجان ،فرش و تابلو فرشهای مشروطه ، اقسام مجلدات و روزنامه های دوران انقلاب مشروطه و ..... یاد کرد. در این موزه تندیس هایی از شخصیت ها و مجاهدین صدر مشروطیت همچون ستارخان ، باقرخان ، میرزامهدی کوزه کنانی ، حسین خان باغبان ، علی مسیو ، شهید ثقه الاسلام ، جهانگیر خان صور اسرافیل ، میرزا ابراهیم اقا صبا ، میرزا اسماعیل نوبری و ....... به نمایش گذاشته شده است و تصاویر بسیار تاریخی و قیمتی از دوران انقلاب مشروطه زینت بخش دیوارهای این خانه تاریخی می باشد.دو عدد از این تابلو ها که مربوط به عکس ستارخان و باقرخان است کلا از سنگ ریزه های با رنگ های متنوع و چیده شدن در کنار هم درست شده که بسیار جالب می باشد.

۱۴مرداد ۱2۸۵ هجری شمسی فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه به امضا رسید.در آن زمان مشروطه خواهان در شهرهای مختلف ایران در منازل بزرگان طرفدار مشروطه گردهم جمع می شدند. یکی از مراکز تجمعات مشروطه خواهان، همین خانه در تبریز بود.

در جریان مبارزات مشروطه خواهی علاوه بر مردان غیور زنان دلاور ایرانی نیز بودند که پابه پای مردان دلاورانه جنگیدند و در پیروزی مشروطه حق بزرگی دارند.یکی از آنها شیرزن ترکی به نام <زینب پاشا> بود که در سال ۱۲۷۰ به همراه ۴۰ شیرزن دیگر گروهی مبارز را تشکیل داده و به مبارزه مسلحانه با سلطنت پرداختند.در واقع او زبان مبارز زنان ستمدیده ایران بود که در آن دوران حقی جز بردگی مردان نداشتند.تصور اینکه در آن دوران عوامیت زنان یک همچون شیرزنی وجود داشته لرزه بر اندام انسان میندازد.
 

و اما چرا من اینجا را خانه عمو جان نامیده ام؟ سوالزیرا صاحب این خانه یعنی حاج مهدی کوزه کنانی که در بالا درباره آن به تفصیل توضیح دادم درواقع عموی پدر بزرگ محمد امین است و اینجا خانه آبا و اجدادی ماست.چشمک به همین دلیل هم به قول علی همه باهم در کنار مجسمه پرافتخار عمو جان ایستادیم و عکسی خانوادگی با ایشان به یادگار گرفتیم.خنده


 
ایل گلی
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به آذربایجان شرقی و غربی

صبح یک روز آفتابی که واسه عکاسی خیلی جور بود با بچه ها راه افتادیم به سمت استخر ایل گلی.این محل یکی از تفرجگاه های مردم تبریز به حساب میاید.جایی در جنوب شرقی شهر و در دامن  تپه ها . اینجا برای مردم شهر مانند پارک ملت ما تهرانیها به حساب میاید.استخر بزرگی در وسط باغ قرار دارد که دورتادورآن با درختان بسیار کهن و پهناور پوشیده شده .سایه درختان بر روی آبی که به رنگ سبز درخشان است تصویر زیبا و رویایی به وجود میاورد.دور تا رور باغ همه جور آدمی را میبینید .افراد بازنشسته ای که بر روی نیمکتها نشسته اند و گپ دوران پیری و حسرت جوانی را میزنند.عشاقی که دست در دست هم به آهستگی قدم برمیدارند و فضا را با حسشان عطرآگین میکنند.دانش آموزان مدرسه ای که با مربیانشان برای گشت و گذار به اینجا امده اند. دانشجویان هنر و معماری که تخته شاسی به دست در حال طراحی هستند.تا ما گردشگران شهرهای دیگر...  ده ها فواره بلند بر روی آب میچرخند و میرقصند که در شب با نورپردازی٬چهره زیبایی به این محل میدهند.صدها کلاغ زاغی یک دست مشکی بر روی درختان آشیانه کرده اند و صدای قارقار آنها یک موسیقی جاری در اینجاست.

مساحت استخر بزرگ ائل گلی ۵۴۶۷۵ متر مربع است. در جنوب آن تپه‌ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره‌ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه‌ای ساخته شده است. هتل بزرگ و ۵ ستاره  ایل گلی نیز که بر بلندترین نقطه شهر واقع شده کاملا به این محل اشراف دارد و از کنار استخر طبقات بالای آن دیده میشود

نادر میرزای قاجار می‌نویسد:

«این آبگیر در اوایل حکومت قاجار ملک یک سلسله از سادات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود، آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید. سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت».

در مورد تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. در بهار سال ۱۳۰۹، که هنوز استخر و طبقهء پائین عمارت آن باقی بود از طرف شهرداری تبریز  تعمیر گردید و از اواخر اردیبهشت ماه به صورت گردشگاه عمومی شهر در آمد. عمارت فوق در سال ۱۳۴۶ به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال ۱۳۴۹ بنای عمارت زیبای دو طبقه‌ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب  این بنا تعطیل شد ولی در سال‌های اخیر مجدداً بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است.

***اطلاعات برگرفته از سایت ویکی پدیا است.


 
سینما پارادیزو
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٦  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

سینما پارادیزو فیلمی است ایتالیایی به کارگردانی جوزپه تورناتوره و با بازی فیلیپ نوآره ساخته شده به سال ۱۹۸۸. این فیلم در ۶۲امین مراسم اهدای جایزه اسکار موفق به کسب اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان شد.

خلاصه داستان : توتو پسر کوچک سیسیلی عاشق جادوی سینماست.او در دهکده ای کوچک در ایتالیا به همراه مادر و خواهرش زندگی میکند و پدر خود را نیز در جنگ از دست داده است.بزرگترین لحظات زندگیش در تنها سینمای شهر به نام <پارادیزو> میگذرد و در همانجا نیز با آپاراتچی سینما به نام آلفردو دوست میشود.آلفردو مرد بیسواد اما بسیار خوش قلب و وارسته ای است که زندگی را به توتو میاموزد.چندی بعد آلفردو بر اثر حادثه ای از کار کنار میکشد و توتو جانشین او میشود...توتو بزرگ میشود.عاشق میشود و آلفردو مانند یک پدر از او مراقبت میکند......

دیگر بقیه داستان را نمیگویم.تنها همین را میگویم که سینما پارادیزو یک شاهکار است. شاهکاری که از ابتدا تا انتها تو را با خود بالا و پایین میبرد.نفس را در سینه ات بند میاورد....تو بغض خواهی کرد...و چه بسا مانند من در سکانس نهایی فیلم چشمهایت ناگهان از اشک منفجر شوند.سکانسی که به تنهایی خودش یک فیلم است.یا نه بهتر است بگویم این سکانس به قطعه شعری میماند.سکانسی که در آن توتو بعد از سالها برمیگردد و قطعه فیلمی که آلفردو به یادگار برای او گذاشته است را در سکوت به تماشا مینشیند.در این سکانس موسیقی <انیو موریکونه> غوغا میکند و دل تو دیگر تاب تمیاورد و با صدای بلند احساست بیرون میریزد...این یک شاهکار است که با اطمینان به تو میگویم هرگز آن را فراموش نخواهی کرد...

سینما پارادیزو یکی از انسانی ترین و لطیف ترین آثار سینمایی است که تا به امروز به تماشا نشسته ام. 

  آلفردو وقتی که دیگر در اثر آتش‌سوزی در سینما نابینا شده به دوست جوانش که عازم سفر است حرف جالبی می‌زند: وقتی اینجا زندگی می‌کنی، فکر می‌کنی مرکز دنیاست. فکر می‌کنی که هیچ‌وقت چیزی عوض نخواهد ‌شد. بعد ترکش می‌کنی: یه سال، دو سال. وقتی برمی‌گردی همه چی تغییر کرده. دیگه ریسمان پاره شده، اونی که برای پیدا کردنش اومده‌بودی دیگه اونجا نیست. هر چی مال تو بوده از دست رفته. باید برای مدت‌ها دور بشی....برای سال‌های زیاد....تا وقتی برگشتی بتونی مردمتو پیدا کنی، زادگاهتو. ولی حالا، نه، غیرممکنه. الآن تو از منم کورتری.

**اگر این فیلم رو دیده ای بسیار مشتاق شنیدن نظرت هستم!


 
مسجد کبود
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٤  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به آذربایجان شرقی و غربی

شهر تبریز ابنیه تاریخی زیادی ندارد اما آنچه باقی مانده است شایان توجه است.نمونه یکی از اینها مسجد کبود است که در لفظ ترکی به گوی مسجد نامیده میشود.


مسجد کبود یاد آور مسیر و راه قدیمی است که محله خیابان را به بازار قدیمی تبریز مرتبط می ساخته. خیابان امام خمینی نیز به تناوب همین وظیفه را بر عهده داشته است. در حال حاضر مسجد کبود در سمت شمال خیابان امام، بین چهار راه منصور و میدان ساعت در محاصره سازه های نوین شهری در انزوای خاصی قرار گرفته است.

این مسجد بنا به کتیبه سردر آن در سال ۸۷۰ هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه  مقتدرترین حکمران سلسله قره‌قویونلو و به دستور دختر او - صالحه خانم - بنا شده‌است.  مسجد به شکل مجموعه ای از بناهای مذهبی و عام المنفعه مثل مسجد، آرامگاه، کاروانسرا، حمام، بازار است.ساخت این مجموعه در این مکان تصادفی نبود. در واقع تداوم قداست محلی است که از گذشته ها وجود داشته است.

   قبرستان این مسجد 9 متر پایین تر از سطح کنونی مسجد، محل تدفین انسان هایی بوده که از 3200 سال پیش در اینجا با آیینی خاص به خاک سپرده شده اند. قبرستانی که بیش از 500 سال تداوم داشته است.مسجد دارای دو مناره بزرگ در شرق و غرب ضلع شمالی و دو شبستان کوچک و بزرگ  است.همه جای آیات قرانی و نام علی (ع) و پیامبر در میان کاشی های دیوار قرار داده شده است .درپشت دری مشرف به  شبستان بزرگ  نیز این اشعار حک گشته اند:

<کردار بیار و گرد گفتار مگرد        چون کرده شود٬ کار بگوید که ٬که کرد>

زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری آسیب فراوان به مسجد زده و در اثر آن گنبدهای مسجد فرو ریخت. تعمیرات و دوباره‌سازی مسجد به منظور حفاظت و بازسازی بخش‌های باقیمانده شامل طاق‌ها و پایه‌ها از سال ۱۳۱۸ آغاز شد و در ۱۳۵۵ کارهای ساختمانی آن به اتمام رسید بازسازی گنبد اصلی توسط مرحوم استاد رضا معماران انجام شد. بازسازی کاشیکاری داخلی و خارجی هنوز ادامه دارد.

یکی از خصوصیتهای بارز این مسجد وجود کاشی کاری و معرق کاریهای بسیار زیبا و با رنگ و لعابهای جذاب و نقش و نگارهای فریبنده بر روی دیواره ها به همراه تلفیق با آجر است.در بالای سردر مسجد نام قدیم آن یعنی<عمارت مظفریه> و نام کاشی کار و خطاط برجسته آذربایجانی یعنی<نعمت اله البواب>  قید شده است.

تنوع و ظرافت کاشی کاری و انواع خطوط به کار رفته در آن و بخصوص به دلیل رنگ لاجوردی کاشی‌کاری‌های معرق آن سبب شده‌است که به «فیروزهٔ اسلام» شهرت یابد.

اینجا قبر جهانشاه و همسرش بوده که خود تابوتها و اجساد توسط سارقین عتیقه سالها قبل دزدیده شده و اکنون تنها گودال قبر آنها باقی مانده است.جهانشاه یکی از قدرتمند ترین سلاطینی بوده که از سال ۷۳۹ تا ۸۷۹ در تبریز حکومت کرده و آنجا را پایتخت قرار داد.بساط حکومتش از آسیای صغیر تا هرات و ماورا انهر گسترش داشت.سرانجام نیز توسط اوزون حسن یکی از سران آق قویونلو کشته شد. به نظر میرسد که ساخت این مسجد بیشتر به خاطر نشان دادن فتوحات جهانشاه بوده به همین دلیل هم در سرتاسر دیوار سوره الفتح بر دیوار حک شده است.


 
گل صحرا
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

به تازگی کتابی به نام <گل صحرا> اثر خانم <واریس دیری> رو خوندم.کتابی که به نوع خود جالب و تاثیرگذار هست.این کتاب شرح حال نویسنده را بیان میکند که درآن زندگی خودش را از سنین کودکی تا سالهای جوانی دنبال میکند.

واریس دیری متولد ١٩۶۵ و اهل کشور  سومالی است.او در فصول اول کتاب شرح کاملی از زندگی بدوی خود در کودکی و در صحراهای سومالی را توصیف میکند.دورانی که او در حسرت یک شکم سیر و حتی یک پوشش مناسب تن بوده است.او در خانواده ای پر جمعیت و بیسواد سومالیایی رشد کرده در حالیکه در تمام طول کودکی و نوجوانی از هیچ گونه آموزشی برخوردار نبوده است.

در ۵ سالگی مطابق با سنتهای قبایل آفریقایی به وحشیانه ترین شکل ممکن ختنه میشود.این موضوع تا سالها او را دچار رنج و عذاب الیمی میکند.در سن ١٣ سالگی پدرش او را مجبور میکند که به عقد پیرمردی ۶٠ ساله درآید.واریس طغیان میکند و بدون پول و سرمایه با پاهای برهنه و تنها با دویدن در صحرای سومالی از آنجا فرار میکند و خود را به موگادیشو پایتخت سومالی میرساند و از انجا به طور اتفاقی به عنوان کلفت سفیر سومالی به لندن میرود.

 در لندن زیبایی بدن و صورت او  توسط یک عکاس مشهور کشف میشود و از آن پس سراغ حرفه مدلینگ میرود.در این  کتاب شرح زندگی سخت و جان فرسای یک مدل لباس ٬بسیار جالب  توضیح داده میشود تا جاییکه بعد از خواندن سطور کتاب تازه خواهید فهمید که مدلها چه موجودات بدبختی هستند که تا سالها باید مورد سواستفاده دیگران قرار گیرند تا روزی برای خود شهرتی کسب کرده و به جایی برسند.

واریس سرانجام با سختی در مقابل مشکلات دست و پنجه نرم میکند . در زندگی راه خود را میابد و خود را به مدارج بالا میرساند.سپس با یک جازیست آفریقایی ازدواج کرده و در سال ١٩٩٧ مادر میشود و پس از یک دوره طلایی موفقیت در زمینه مد لباس این شغل را رها کرده و به عنوان سفیر و سخنگوی حقوق زنان آفریقایی شروع به فعالیت در سراسر دنیا میکند.عمده مبارزات واریس در زمانه منع ختنه زنان در کشورهای عربی و آفریقایی است.متاسفانه این رسم بدوی در اوج ناباوری هنوز در بسیاری قبایل وجود دارد.آنها زن را ختنه میکنند تا برای همیشه از داشتن یک بدن طبیعی محروم شود و هیچ گاه نتواند لذت داشتن یک رابطه سالم جنسی را ببرند.واریس در راه اینگونه مبارزاتش تاکنون یک بار مورد تهاجم قرار گرفته و دیگر  بار هم دزدیده شده و مورد تجاوز واقع شده است٬اما هنوز دست از ادامه راه نکشیده است.


 
روستای کندوان
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به آذربایجان شرقی و غربی

 در فاصله ۲۲ کیلومتری جنوب شرقی اسکو و ۶۲ کیلومتری شهر تبریز در میان دره ای سرسبز و باصفا ٬از پیچ جاده که میگذری ناگهان با یکی از شگفت انگیز ترین روستاهای ایران روبرو میشوی.روستای کندوان با خانه های هرمیش در دل صخره های سنگی و سخت کوه سهند و با پنجره های کج و کوله و رنگیش پیشینه ای ۸۰۰ ساله دارد.روستایی که در طی قرنها مامن فرهادان گمنام کوه کنی بوده که بی نام و نشان این کوه های سربه فلک کشیده سهند را با دستانی خالی تراشیده اند تا امروز برای ما ایرانیان مظهر افتخاری به حساب آید که صاحب یکی از شگفتیهای دنیا هستیم.

 واژه کندوان از لفظ ؛کندو؛ میاید که به نوع معماری خانه های روستا برمیگردد.این خانه های کله قندی همچون سلولهای کندو زنبور عسل ساخته شده اند.البته فرم اولیه آنها به صورت طبیعی و بر اثر فوران آتشفشانهای کوه سهند ایجاد شده که این گدازه ها بر اثر قرنها برروی هم سرد و سخت و  کله قندی شده اند.وجود چشمه های زیبای آب معدنی برای بیماران کلیوی و آرامش و سکوت کوهستان به اضافه هوای بسیار پاک ٬گردشگران بسیاری را سالانه به سوی  این محل میکشاند.مراتع سرسبز عشایری فضای مناسبی را برای پرورش زنبور عسل و کشت گیاهان دارویی فراهم کرده که همین یک نوع محل درامدی برای روستاییان محسوب میشود.همچنین صنایع دستی مانند بافت گلیم و جاجیم و شالهای رنگین و زیبا نیز یکی دیگر از اشتغالات زنان کندوان محسوب میشود.

معماری این ساختمانها به قرن ۷ و ۸ میلادی میزسد اما پروفسور دیوید رول باستان شناس مشهور انگلیسی قدمت کندوان را به دوره غارنشینی نسبت میدهد.اما نخستین جامعه انسانی پس از حمله مغولها و در قرن ۷ بود که از سمت روستای حیله ور به اینجا کوچ کردند.

سرد

 کندوان سومین روستای صخره ای جهان است که دوتای دیگر یکاپادوکیای ترکیه و دیگیری داکوتای آمریکاست اما این روستا تنها روستای صخره ای جهان است که هنور مردم در آن ساکنند و زندگی درآن جریان دارد. مسجد روستا با ستون‌های سنگی دارای 5 طبقه است  که از یک طبقه آن برای نماز استفاده می‌شده و باقی طبقه‌ها برای امور دیگر. مسجد تقریباً 10 سال است که در حال مرمت و بازسازی است، اما هنوز کار تعمیر آن به پایان نرسیده و در حال حاضر فقط مردان از آن استفاده می‌کنند. کران مسجد یکی از بزرگ‌ترین کران‌های روستا است.

امروز ساکنان این روستا بیش از ۱۰۰ خانوار است که جمعیتی حدود ۷۰۰ نفر را شامل میشود.متاسفانه بعضی از خانوارها خانه های خود در دل کوه را رها کرده و به پایین کوه آمده و خانه های آجری ساخته اند که این باعث نوعی تضاد معماری شده است و به شدت بر چهره زیبای روستا تاثیر منفی میگذارد.

داخل خانه ها کوچک و ساده اما تمیز است.هر کدام به فراخور صاحبش چند اطاق کوچک دارد.که با طاقچه و پرده و چند پشتی تزیین گشته است.خانه ها عموما چند طبقه هستند.طبقه اول برای آغل حیوانان تعبیه شده و طبقه بعدی برای سکونت آماده میشود.خانه ها مانند روستاهای دیگر تپه ای٬ به صورت پله کانی هستند و کوچه های باریک با شیب تند آنها را به هم متصل میکند.ورودیه هر خانه برای بازدید نفری ۲۰۰ تومان است! بدین ترتیب صاحب خانه با خوش رویی شما را وارد حریم خصوصیش کرده و توضیحات و اطلاعات لازم را ادا میکند.ویژگی سکونت در دل سنگها این است که در تابستان خنک و در زمستان تا حدودی گرم میماند.البته کندوان زمستان سرد و طولانی دارد به طوریکه فصل توریستی آن تنها از بهار شروع شده و تا اوایل پاییز ادامه میابد.

یکی از بزرگترین جاذبه های توریستی این دهکده زیبا٬هتل لاله کندوان است.این هتل سومین هتل صخره ای جهان است و باعث شده تا توریستهای زیاد خارجی برای سکونت در این روستای آرام و در دل سخره های پر از انرژی به این هتل بیایند تا جاییکه معمولا از ماه ها قبل اطاقهای آن رزرو مبیاشد.

این هتل  سال‌ها پیش فقط شامل چند خانه صخره‌ای بود که همگی به یک هتل تبدیل شدند. هتل سنگی <لاله کندوان> که کارگران بومی و غیربومی بیش از 8 سال به خاطر تراشیدن و شکل دادن آن عرق ریختند و زحمت کشیدند تا به این زیبایی درآمده است. هتلی با شبی 120 تا 250 هزار تومان برای هر مسافر.لاله، نخستین هتل صخره‌ای در کشور است. ورودی این هتل، 5 هزار تومان است. بی‌برو و برگرد. و این خود نشان می‌دهد که چه هزینه‌ای برای ساخت آن صرف شده است.

این هتل در فاز اول دارای جمعا ۱۰کران* اطاق سنگی طبیعی* به همراه جکوزی و روم سرویس سمعی بصری با تمام امکانات آماده بهره برداری شده است.کرانه ها شامل ۳ سوییت بزرگ و ۳ سوییت کوچک همراه با جکوزی و ۴ کرانه دیگر با دوش میباشد.کرانه ها در زمستان دارای سیستم گرمایشی از کف و تابستان به دلیل مطبوع بودن هوا نیاز به سیستم سرمایشی ندارد..

مینی بار و رستوران و کافی شاپ مجلل به همراه غذاهای محلی و ایرانی و فرنگی با ظرفیت ۱۲۰ مهمان از دیگر امکانات ویژه این هتل رویایی است.در فازهای بعدی برای توسعه هتل٬افزایش ۳۰ کران با امکانات رفاهی و تفریحی و تجاری از قبیل آسانسور با پله برقی استخر و سونا و... و ایجاد لابی هتل و پارکینگ پیش بینی شده است.قیمت اطاقهای دو تخته  180 هزار تومان است و کران‌های  4 تخته ‌ودارای  جکوزی شبی  250 هزار تومان هستند.


ساخت هتل توسط شرکت توسعه گردشگری ایران که جزو بخش خصوصی است، انجام شده است. یک میلیاردتومان تاکنون برای ساخت و فراهم کردن امکانات رفاهی آن هزینه شده است.