آهای ای بهار
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: دل نوشته

 

من تو را سبز خواهم خواند...بستر بگشا...من همان عروس  سپیدم...مرا بر دامن نشان...مرا سبز کن...من در تو بارور میشوم...آهای ای بهار...تن مرمرینم برای توست...من عروس تو خواهم شد...من تو را سبز  می خواهم...ببین! برای توست که اینگونه...دلفریب و نازآفرین...ناز میکنم...و برتنت گلبرگهایم را به هجای نامت میرقصانم...برای توست که میزیم...آهای ای بهار ...همه طراوتم زتوست...مرا در برگیر...می خواهم در تنت برقصم...مرا با نسیمت بلرزان و برقصان...آنسان که در قدومت سماع کنم و فنا شوم...آهای ای بهار...دهان بگشا ...تا ببوسمت و عطر هزار گلبرگ تنم را در پوستت جاری کنم ...آهای ای بهار من در شهوت هم آغوشیت مستم...من شکوفه ام ...بارورم کن!

اهای ای دوست من...عرضی داشتم...سلامی و تشکری به پاس بودنت با من...مرا یک سال در دقایقت راه دادی...آمدم نشستم.گفتم.غر زدم..گریه کردم.خندیدیم..و تو برای من ماندی و خواندی نوشته هایم را و تمام دلتنگیهایم را...و برای من همین بس که کسی بود تا من خودم و اندیشه هایم را با او قسمت کنم....دوست عزیز من...برای تمام لحظه هایی از این سال که گذشت و تو در کنار نوشته هایم بودی سپاست میکنم...آهای ای دوست من...سال به پایان رسید...گوش کن میشنوی؟؟آخرین گامهای سال کهنه است.دارد باروبندیل میبندد و میرود.و سال چدید بی تاب پشت دراست و این پا و آن پا میکند.ما را با رفتن این و آمدن ان کاری نیست.اینها بهانه ای بود برای آشنا کردن من و تو...حالا برای شمارش دوستان جدیدم انگشت کم میاورم...و تو یار قدیمی و دوست آشنا... اینجا خانه آشنایی من و تو باقی خواهد ماند تا عمری باقیست....پس بیا قول بده در سال جدید دوست من بمانی ... من روی بودن تو حساب کرده ام!...و به اندازه 7 تای یک بچه 1 ساله مشتاق دیدار مجددت در سال بعدم...پس تنهایم نگذار و تا سال بعد خدا نگهدار...          

 


 
کشتی یونانی جزیره کیش
ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کیش

 

 

عموما تمامی هتلها گشتهای روزانه دور جزیره را شامل میشوند.شما وجهی پرداخت میکنید و از ساعت ۳ ظهر الی ۶ بعد از ظهر با یک گاید محلی و یک هایس میتوانید دور جزیره را گردش کنید که ابن تور شامل بازدید از شهر زیرزمینی-ساحل مرجانی-دیدار از کشتی یونانی و درختان انجیر معابد است. 

یکی از جاذبه های دیدنی جزیره دیدار از ساحل مرجانی آن است.به علت حضور همین مرجانها آب دریا همیشه آبی و زلال است در واقع مرجانها مانند صافی عمل کرده و تمام ناخالصیهای آب را جذب میکنند.این مرجانها در ساحل دریا بعد از مردن به صورت سنگهای سفید متخلخلی در میایند که در اشکال مختلف همانند استخوانهایی سفیدرنگ سطح ساحل را می پوشانند.

در لابلای این مرجانها صدفهای ارغوانی و بنفش و نیلی ...به همراه انواع حلزونها و سنگهای دریایی بسیار زیبا هنگام مد دریا به ساحل میایند و در هنگام جزر آب در سپیده صبح شما را با مجموعه نفیسی از سنگهای دریایی مواجه میکنند.شکل بالا صدفی است که جانور ان زنده است و سرش را از لای دهان صدف کنجکاوانه بیرون آورده است.

یکی دیگر از جاذبه های کیش دیدار از کشتی عظیم به گل نشسته یونانی در هنگام غروب خورشید است.این کشتی باری در سال 1322 در اسکاتلند ساخته شد.وزن کشتی 7061 تن و طول آن 136 متر است.در 4 مرداد سال 1345 در نزدیکی ساحل مرجانی کیش هنگامی که در راه سفر به کشور یونان بود گرفتار طوفان شد و به علت نبودن فانوس دریایی به گل نشست.کشتی در آن زمان بیمه بود و صاحب آن توانست پول زیادی بابت خسارت کشتی بگیرد.شرکت بیمه سپس برای بیرون کشیدن ان اقدام میکند اما هزینه آنقدر بالا میرود که از خیر ان میگذرد و آن را در همین نقطه رها میکند.

یکی دیگر از زیبایی های کیش وجود نخلستانهای آن و دیدن گلهای کاغذی سرخ رنگی است که بر تنه آنها پیچیده و بالا رفته اند.گفته میشود نخل سلطان قلمرو درختان است.در سالهای اخیر هزاران درخت نخل از مناطق جنوبی ایران به کیش منتقل شده است.
 
درختان باستانی جزیره کیش
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کیش

خاک مستعد کیش میزبان درختانی است که از مناطق دور خصوصا از سرزمینهای شرقی در طی سالهای زیاد به این جزیره آمده اند.درختان کهن لور-کهور و انجبر معابد از جمله درختانیند که قدمت برخی از آنها 300 تا 600 سال میرسد.که در این میان لور و انجیر معابد از مناظر ویژه ای برخوردارند.

زادگاه این درختان شبه حزیره هند است که به بنادر و جزایر جنوبی ایران منتقل شده اند.سکنه قدیم کیش برای این درختان ارزش معنوی خاصی قایل بودند.احمد محمود کتابی تحت همین نام دارد که در آن این باورهای سنتی جنوبی را به تفصیل شرح داده است.

به دلیل وجود ریشه های هوایی هر درخت لور به صورت توده ای از تنه های بهم فشرده درآمده است.این ریشه ها به صورت پایه ها و ستونهایی تاج عظیم چند صد متری درخت(200 تا 300 متر مربع) را سرپا نگه داشته است و از شکستن ساقه های بلند آن جلوگیری می کند.

کهنسال ترین لور جزیره نزدیک میدان المپیک و مقابل مجموعه زمینهای تنیس قرار دارد.مجموعه دیگری هم از این درختان در روستای کوچک باغو در غرب جزیره قرار دارند که مناظر بدیعی برای علاقه مندان هنر عکاسی ایجاد میکنند.       


 
شهر زیرزمینی کیش-کاریز
ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کیش

 

شهر زیر زمینی کیش یا همان کاریزمجموعه ای است زیبا و بی بدیل که در محل اتصال سه رشته قنات ساخته شده است.این سه رشته قنات قدیمی قدمتی 2000 ساله دارد و طول آن نیز 15 کیلومتر است .

در گذشته های دور و خصوصا سده های پنجم و ششم که جزیره کیش مرکز تجارت در خلیج فارس و دریای عمان محسوب  میشد با 274 حلقه چاه از این قناتها آب میکشیدند و به مصرف ساکنان جزیره و ساحل نشینان جنوب خلیج فارس می رسانندند.تمدن ساخت قتات به ایران برمیگردد و سپس تکنیک ساخت آن از اینجا به کشورهای دیگر برده شده است.آب قنات توسط باران که بر دهانه ابن چاه ها می بارد و در آنها جمع میگردد تامین میشود.

میلیونها سال پیش اینجا که امروزه به عنوان تونلهای درون قنات دیده میشود کف دریا یوده به همین دلیل است که تمام دیواره ها و سقفها ٬فسیلهای مرجانی می باشند.سقف از سه لایه مختلف تشکیل شده است:1-مرجان و گوش ماهی که به صورت طبیعی بر اثر گذشت سالها فسیلی گشته اند.2-گل رس و یا گل آهک که دست ساز بشر یوده و چون به مرور زمان خودش را بر سقف رها میکرده در استحکام ان نقش دارد.

3-گل ماد(کپراک)که مانند گل سرشور عمل کرده و بهترین نوع سیمان است زمانی که آب به آن بخورد نرم شده و برعکس به سفتی سنگ میگردد.رنگی قرمز دارد و بیشتر در دهات اطراف شیراز برای شستن سر استفاده میشود.یک نوع دیگر از آن رنگ سفید دارد که برای عروسک سازی از آن استفاده میگردد.

طول کاریز از دهانه چاه مادر که اولین چاه است  تا چاه مظهر که جایی است ارتفاع آب بالا آمده و در دسترس مردم قرار میگیرد محاسبه میشود.مردم برای برداستن آب از پایاب ها یا پله کانهایی استفاده میکردند که 9 متر ارتفاع از سطح زمین دارند.در زمانهای گذشته مردم کیش از این کاریز آب شیرین برداشته و به مردم حاشیه خلیج فارس میفروختند.

قناتها به 3 رشته تقسیم میشوند.اولی به سمت پشت بازار مریم و روستای ماشهر میرود.دومی به شهر حریره و سومی به سمت محله قدیمی صفین میرود.

افسانه های کهن ایران باستان بر قداست آب همواره تاکید داشته اند.اینجا  نیز یکی از این باورهای کهن رایج است که آب این قتانها حاجت میدهد و  اگر کسی سکه ای درون یکی از چاه های آن اندازد آرزوی  او به سرعت برآورده میشود.

ایجاد یک شهر زیرزمینی در مسیر قناتها به گونه ای که بتواند مجموعه ای طبیعی تاریخی و فرهنگی را برای گردشگران فراهم آورد از سال 1378 با عشق و انگیزه ایده پردازی و سرمایه گذاری مهندس منصور حاج حسینی هموطن ایرانی مقیم آلمان که 36 سال از ایران دور بود آغاز گردید.طی دو سال 3 کیلومتر تونل به مساحت 14500 کیلومتر مربع در عمق 10 متری از خاک و  مرجان و گل(مارن) حفر شد و دهلیزها و تالارهای متعددی در آن تعبیه گردید.در حین کار فسیل بسیاری از جانوران دریایی از سقف مرجانی تونل بدست آمد.آزمایشهای دقیق در دانشگاه مونیخ نشان داد که این سقف زیبا بین 110 تا 550 میلبون سال عمر دارد.در حال حاضر طراحان شهر زیرزمینی سقف مرجانی را برای بازدید مردم  به صورت یک موزه حفظ کرده اند و دیوارها و محیطهای داخلی کاریز را با الهام از شیوه های کهن معماری ایرانی آراسته اند.

 بزودی در تالارهای کاریز مجموعه ای شامل موزه-آمفی تاتر-بازارچه های صنایع دستی-رستوران و چایخانه های سنتی ایجاد میشود.بر روی کاریز هم مجموعه تفریحی بزرگی شامل:سینما-آمفی تاتر-پارکینگ و پاویون ودو قلعه شبیه قلعه های باستانی با بخشهایی مانند رستوران-فروشگاه-سایت بازی کودکان و سوییتهای اقامتی ساخته خواهد شد. 

اما مهمترین بخش این مجموعه تونل شاهنامه است که گردشگران درآن سوار بر قایقی کوچک برآب جاری قنات به حدکت درمی آیند و در هر پیچ تونل با یکی از صجنه های شاهنامه و هفت خان رستم آشنا میشوند. که با بهره گیری از روشهاس سنتی نقالی تا بازی نور و صدا ارایه اطلاعات انجام میشود.

شهر زیرزمینی کیش به صورت کامل در سال 1389 به بهره برداری خواهد رسیداما اکنون تونلهای شگفت انگیز آن که موزه ای است از تاریخ و طبیعت خلیج فارس برای بازدید عموم محیاست.برای دیدن این مجموعه میتوانید به میدان المپیک در جزیره کیش مراجعه کنید.*www.kariz-kish.ir


 
ملاقات با بانوی سالخورده
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٢  کلمات کلیدی: معرفی تاتر

دو سه شب پیش به دیدن نمایشی از استاد حمید سمندریان که در تاتر شهر روی اکرانه رفتم. مدتها بود که از لذت دیدن یک نمایش خوب محروم بودم تا اینکه دوست خوبم مریم( مرسی مریم) بلیطشو برام گرفت و همه با هم راهی تاتر شدیم.

نمایش ¤ملاقات با بانوی سالخورده¤ یکی از بهترین کارهای فریدریش دورنمات است که از خوب روزگار توسط استاد سمندریان به روی صحنه رفته است.
داستان جدال انسانیت است در ان زمانی که فقر از درودیوار بالا میرود.امام علی در همین مبجث سخن جالبی دارد:هنگامی که فقر از در آید ایمان از در دیگر خارج میشود...


داستان در شهری به نام گولن میگذرد که ساکنانش در فقر به سر میبرند تا اینکه یکی از شهروندان قدیم آن به نام کلارا زاخاراسیان که بانویی پیر و متمول است بعد از سالها به دیدار آنجا میاید.مردم تصمیم میگیرند از او برای آبادانی شهر کمک مالی بگیرند.کلارا میپذیرد با این شرط که پول میدهد اما در عوض از مردم عدالت را میخرد...


ماجرا به زمان جوانی کلارا باز میگردد.زمانی که او دختر جوانی بوده و با الفرد ایل یکی از ساکنین گولن رابطه عاشقانه ای داشته که منجر به بارداری او میگردد.ایل سپس کلارا را رها میکند و به دروغ تهمت فحشا به او میزند.شورای شهر کلارای بی گناه را محکوم کرده و او مجبور به ترک شهر میشود...


کلارا بعد از آن فرزندش را در یک سالگی از دست میدهد و دیگر هیچ گاه طعم واقعی خوشبختی و عشق را نمی چشد.او با وجودی که ۹ بار با مردان پولدار و سرشناس ازدواج میکند اما هیچ وقت به اندازه لحظه ای که با آلفرد اییل در انبار کاه به سر میبرده احساس رضایت و شادی نداشته است...


حالا کلارا برگشته با میلیاردها ثروت و تشنه انتقام از آن مرد و از مردمی که ناجوانمردانه او را به کام تلخکامی انداختند.کلارا ۱۰ ملیارد میدهد و در عوض نعش آلفرد را از مردم میخواهد.
در ابتدا مردم نمیپذیرند که شرافت خود را با پول عوض کنند اما کم کم طمع بر آنها غلبه کرده و به کشتن آلفرد اقدام می کنند با این بهانه که می خواهند حق کلارا را باز پس گیرند.در واقع آنها به عدالتی دست میزنند که ریشه در ظلم دارد...در ظاهر برای زنده کردن حق از دست رفته کلارا اما در باطن به خاطر پول...

**در این جهان چیزهای موحش بسیاراند، زلزله ها، طوفان های سهمگین، جنگ ها . اما در این دنیا، هیچ چیز موحش تر از فقر نیست. تنها هیولای فقر است که روزهای خراب را، خراب تر می کند .**

استاد سمندریان


این جمله ای است که هم در ابتدا و هم در انتهای نمایش گفته میشود و بیانگر این است مه فقر میتواند تمامی وجوه آدمی را از بین ببرد.میتواند ریشه های عقاید انسان را کاملا زیرورو سازد.میتواند در آنی ما را از ین رو به آن کند و از انسانهای متمدن؛حیوانات خونخوار سازد.
خانم گوهر خیراندیش در نقش کلارا کاملا بازی مقبولی را مثل همیشه ارایه کرده و آقای پیام دهکردی در نقش آلفرد ایل نیز یکی از بازوهای قدرتمند این نمایش می باشد.
راستی موسیقی آلمانی شادی که  در آغاز و پایان هر پرده پخش میشود به القای فضای اروپایی آن به بیننده کمک زیادی میکند.
و آخرین سخن اینکه آقای حداد عادل هم در جمع تماشاگران حضور داشتند.


 
درخشش
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: معرفی فیلم




اگر می خواهید ساعتی میخکوب سر جاتون بشینید و یه فیلم ناب در ژانر ترسناک رو تماشا کنید به سراغ فیلم ¤درخشان¤ شاهکار ¤استنلی کوبریک¤بروید.این اثر تنها فیلم کوبریک در ژانر وحشت یوده اما یک شاهکار جاویدان برای او محسوب میشود.


داستان فیلم مربوط به مردی است که به همراه زن و پسرش نگهداری از یک هتل در یکی از مناطق دور و کوهستانی را برای فصل زمستان به عهده میگیرد.شرایط آب و هوا در آنجا به این شکل است که در زمستان کل منطقه را برف گرفته و آنجا خالی از سکنه میشود.مرد در آنجا تصمیم به نوشتن داستانی میگیرد.اما تنهایی و دور بودن از اجتماع بشری کم کم ذهن او را بیمار کرده و دچار نوعی توهم میکند تا جاییکه مرد قصد کشتن زن و فرزندش را میکند...


فیلم بر اساس رمانی از استفان کینگ ساخته شده است.میگویند کوبریک ساعت ۳ نیمه شب کتاب را یه پایان میرساند و همان زمان به نویسنده تلفن کرده و نظر او را راجع به وجود خدا میپرسد!!!!

بازی جک نیکلسون در این فیلم خارق العاده است و می‌توان گفت وی یکی از زیباترین بازیهای عمرش را انجام داده است. فیلم کاندید سه جایزه اسکار بوده که یکی را کسب کرده است. موسیقی فیلم بی نظیر است و نکته جالب آنکه این موزیک از سمفونیهای چند آهنگساز لهستانی برگرفته شده است و کوبریک با استادی آنها را با سکانسهای فیلم هماهنگ نموده است.

 

*برداشتهای مکرر کوبریک در حین این فیلم یکی از ضرب المثلهای صنعت فیلمسازی شده است. او ۱۲۷ مرتبه از شلی دووال برای یکی از سکانسهای فیلم فیلمبرداری کرد. عصبیت شلی در فیلم به خوبی مشهود است اسکاتمن کروترز به نقش آشپز سیاه پوست هتل مجبور شد ۴۰ بار صحنه درگیری با تبر را بازی کند و نهایتا دچار فروپاشی عصبی شده و با گریه به کوبریک گفت: "آقای کوبریک آخه چی از جونم میخواین؟" اما کوبریک سکانس خروج و فوران خون از درون آسانسور هتل اورلووک را تنها سه مرتبه تکرار کردو علت به سختی تکرار این صحنه بازمیگشت که هر بار آماده کردن آن ۹ ساعت طول میکشید! اما کوبریک پس از تماشای سکانس میگفت: "نه شبیه خون واقعی نشد". نکته جالب در مورد این صحنه این بود که اداره سانسور انگلستان از وفور این همه خون در یک سکانس به تنگ آمده و درجه فیلم را فقط برای بزرگسالان اعلام نموده بود اما گویا کوبریک با زیرکی آنها را قانع کرد که این مایعی لزج خون نبوده بلکه "فاضلاب" است. بازیگر نقش بچه فیلم تا ۱۲ سالگی نفهمید که در فیلمی ترسناک بازی کرده است. در صورتیکه در ۷ سالگی این نقش را بازی کرده بود. کوبریک حس مسئوولیت شدیدی در این خصوص احساس می‌کرد و بدین لحاظ این امر را از کودک هنرمند پنهان نگاهداشت.
*برگرفته از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


 
غواصی در کیش
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کیش

۸/۱۲/۸۶ - جزیره مرجانی کیش



جزیره کیش با وسعت ۹۱ کیلومترمربع در فاصله ۱۸ کیلومتری ساحل جنوبی ایران(۳۰۰ کیلومتری غرب بندر عباس)حدود ۸ قرن پیش مرکز تجاری پرآوازه در خلیج فارس محسوب میشد و فعالیتهای تجاری بین ایران ٬چین٬آفریقا و اروپا از بنادر این جزیره کوچک انجام میگرفت.بعد از رونق گرفتن جریزه هرمز فعالیتهای این جزیره رو به افول رفت ویک دوره طولانی سکوت و انزوا را تجربه کرد.امروزه کیش با برخورداری از ۱۲ بازار کوچک و بزرگ حدود ۸۲۰۰ تخت اقامتی در هتلهاو انواع امکانات تفریحی سالانه پذیرای حدود ۱ ملیون مسافر ایرانی و خارجی است.

 

جزیره کیش مجموعه ای از جاذبه های متنوع سیاجتی به ویژه جاذبه های طبیعی ٬مردم شناسی٬تاریخی٬ورزشی و تفریجی را داراست.که مهمترین آنها :

شهر باستانی حریره٬بوستان آهوان٬پایاب٬شهر زیرزمینی کاریز٬کشتی یونانی٬مسیر دوچرخه سواری دور جزیره٬سواحل نقره فام مرجانی٬دهکده المپیک٬پارک دلفین٬آب انبار سنتی٬آکواریوم٬ مجموعه ورزشی مریم٬اسکله تفریحی جدید٬محله میرمهنا و روستای باغو است.

ساحل کیش آرام و آبی و مرجانی است . وجود همین مرجانها باعث شده که آب همیشه زلال و شفاف باقی بماند.آنقدر زلال که به راحتی بتوان ماهیهای رنگارنگ و زیبای ته آب را نظاره گر شد.مرجانها جانورانی گیاهی شکل و استوانه ای اند از رده کیسه تنان ٬که اغلب دسته جمعی زندگی میکنند.در بالای استوانه سرآنها قرار داردو در پایین ٬صفحه ای پهن که به آن صفحه پایی میگویند و از سلولهای روی آن موادی آهکی ترشح میشود تا مرجان بر روی تخته سنگ ثابت نگه داشته شود.به تدریج با ترشح این مواد پایه ای آهکی برای مرجان ایجاد میشود.تجمع مرجانها و ترشح مواد آنها به مرور در ایجاد جزیره کیش نقش داشته است.

کیش علاوه بر اینکه از متنوع ترین تنوع زیستی و اکو سیستمهای دریایی برخوردار است بدلیل وجود آب شیرین در آن یکی از سرسبز ترین جزایر خلیج فارس نیز محسوب میشود.درختان تنومند لور٬کهور٬کنار٬نخل٬اکالیپتوس٬چریش٬کنوکارپوس...مناظر طبیعی زیبایی درآن ایجاد کرده اند.یکی دیگر از جاذبه های دیدنی آن وجود آهوانی است که در مناطق جنوبی و غربی آن پراکنده اند.کمی دورتر از بازارها٬پرندگان زیبایی چون فلامینگو٬حواصیل و پرنده های شکاری دیده میشوند.در سراسر جزیره ۱۱۶ نوع پرنده وجود دارد که مناظر بدیعی ایجاد میکنند.شما میتوانید هنگام پیاده روی و یا دوچرحه سواری انواع مرغان دریایی را مشاهده کنید که در کنار شما قرار میگیرند.

صبح ساعت ۶:۳۰ پرواز کردیم به سمت جزیره زیبای کیش.پا که تو جزیره گذاشتیم با هوای بسیار دلپذیری روبرو شدیم.هوا بهاری و معتدل بود و نسیم خنکی از سمت دریا میوزید به طوریکه رطوبت اصلا اذیت نمیکرد و شما میتوانستید ساعتها در کنار ساحل پیاده روی کرده و از لحظه ها لذت ببرید.در بدو ورود سراغ غواصی را گرفتیم .گفتند باید به اسکله ساحلی که کنار هتل شایگان قرار دارد برویم.آنجا موفق به گرفتن مربی نشدیم برای همین به پیشنهاد یک راننده تاکسی که دیگر با او از در دوستی وارد شده بودیم به ساحل مرجان رفتیم.آنجا کمپ غواصی متعلق به گروهی ورزشکار جوان بود.گفتند برای غواصی نفری ۵۰۰۰۰ تومان میگیرند. پذیرفتیم.
ابتدا باید لباسهای خاص غواصی را پوشیده و خلاصه وار تعلیم میدیدیم.لباسها سر همیهای چسباتی بود که برای ما خانمها یک بارانی آبی رنگ هم شامل میشد که تا روی باسن را میپوشاند.البته هنگام پریدن درآب آنها را درمیاوردیم.علاوه بر لباس باید کپسولهای اکسیژنی را هم بر پشت خود حمل میکردیم و عینکهای بزرگی که تا زیر بینی بود به صورت میزدیم.قبل از سوارشدن به قایق یکی از مربیان دستوراتی را به ما داد.از جمله اینکه درون آب نباید از فن شنا استفاده کنیم.چگونه پای خود را حرکت دهیم.چگونه از دهان نفس بکشیم واگر آب درون عینکمان رفت چگونه آن را خالی کنیم. و همچنین بعد از بسته شدن گوشهایمان زیر آب چگونه آنها را باز کنیم.از آنجایی که زیر آب امکان صحبت وجود ندارد بک سری علایم هم به ما یاد داد که توسط آنها با مربی زیر آب صجبت کنیم.
ترس عجیبی من رو گرفت.نمیدونم چی شد که حس کردم اعتماد به نفسم داره ذره ذره آب میشه اما کاری نمیشد کرد.پول رو پرداخت کرده بودم و حالا هر ۶ نفرمون با ۴ مربی سوار قایق شدیم و به وسط آب رفتیم.حس میکردم بقیه بچه ها هم یک کمی دلهره پیدا کرده اند. الکی میخندیدیم تا ترسمون رو مخفی کنیم.در قایق با توجه به وزن هرکداممان به کمرمان وزنه هایی سنگین وصل کردند تا به زیر آب فرو رویم.ابتدا جلیقه های نجاتی که تنمان بود را پر هوا کردند و به ترتیب با شکم پرتمان کردند درون آب.قرار شد در ابتدا روی آب تنفس دهانی را تمرین کنیم و سپس به زیر آب فرو رویم.
نوبت به من رسید.پرت شدم وسط آب و مربی سرم را به زیر آب فرو برد.حالا باید قلپ قلپ از درون ماسک اکسیژنم نفس میکشیدم.حس خفگی بهم دست داد و شروع به دست و پا زدن کردم.مرا بیرون کشید با داد و بیداد گفتم که تحمل ندارم و نمیتوانم نفس بکشم و می خواهم بالا بروم.هرچه مربی تلاش کرد مرا منصرف کند من با داد و بیداد بیشتری مقاومت میکردم . بالاخره مرا از آب بیرون کشیدند.بقیه بچه ها به زیر آب رفتند.هر مربی دست دو نفر را میگرفت و به زیر آب میرفت.گروه اول که مریم و علی بودند بعد از ۱۵ دقیقه بیرون آمدند و شروع به تعریف و تمجید کردند و مرا به آمدن زیر آب وسوسه کردند.از مربی خواستم شانس دیگری به من بدهد پذیرفت ودوباره مرا به درون آب برد.این بار سعی کردم اعتماد به نفس بیشتری از خودم نشون بدم و هول نشم .نفسهام اولش با التهاب بود اما کم کم آروم شدم و به مربی اشاره کردم بریم زیر آب...
واقعا نمیدونم چطور میتونم دنیای زیرآب رو براتون توصیف کنم.صدها ماهی ریز و درشت با رنگهایی اعجاب برانگیز از کنارم عبور میکردند.لاک پشتی سنگین به آرامی از کنارم گذشت. از لابلای مرجانها میگذشتم و هر از گاهی مربی گیاهی دریایی را به دستم میداد تا لمس کنم. در آن جا خدای بزرگ خود را به اشکال زیبا و رنگارنگی به ما نشان میداد و من غرق شگفتی بودم.بعد از ۱۵ دقیقه بالا آمدیم.کمی شنا کرده و سپس به درون قایق رفتیم. تجربه غواصی بی نظیر بود حتما اگر توانستید یک بار به سراغش بروید.پشیمان نمیشوید و شاید حتی مثل من مشتاق شوید که دوباره آن را تکرار کنید.

*از دوستان خوبی که دستی در عکاسی دارند خوشحال میشم نظراتشونو راجع به عکسام بدونم.